دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 تاثیر کشور سازنده نام تجاری بر ارزش ویژه برند

قسمتی از متن پایان نامه :

) سلسله مراتب اصول برند

در این شکل دو گام اصلی در مسی برند هست. در مرحله اول دلایلی برای پذیرش و قبول تعهدات برند توسط مشتری مطرح می گردد و در مرحله دوم خود تعهدات معرفی می شوند. برای پذیرش برند در مرحله اول،بایستی ویژگی های برند و منافع عملکردی برند معرفی شوند. ویژگی های برند عبارتند از ابعاد فیزیکی و شاخصه های محصول یا خدمت که به مشتری عرضه می گردد و در واقع مشتری آنها را تجربه می کند . منافع عملکردی ارزش افزوده ای که از ویژگی های خاص محصول ایجاد می گردد را توصیف می کندبه عبارت دیگر منافعی می باشد که مشتری مستقیماً از ویژگی های محصول بدست می آورد. بعد ازاجرای این دو مرحله مشتری برند را باور می کند اما برای ارتباط عمیق بایستی احساس مشتری هم دخیل گردد لذا منافع احساسی برند بایستی شناسایی شوند. منافع احساسی اظهار کننده عکس العمل احساسی می باشد که شرکت از مشتریان خود انتظار دارد که در هر بار روبرو شدن با محصولات،خدمات و خود شرکت بروز دهند. تجربه احسای مشتری از محصول،خدمت یا خود شرکت احتمالاً کوتاه مدت باشد و فقط در همان لحظه خرید صورت گیرد اما در هر صورت با این گونه تجربیات در طی زمان ، ارتباط معنادار بین مشتری و برند مستقر می گردد. اگر این روابط به گونه مستمر ادامه پیدا کند تبدیل به یک تعهد بین مشتری و برند خواهد گردید. این تعهد عبارتست از اعتقادات و علایق مشترک میان کارمندان،مشتریان و دیگر ذینفعان سازمان. این علایق مشترک راهی می باشد برای تبدیل احساسات کوتاه مدت به روابط احساسی بلند مدت و طولانی که در نهایت به ارزش برای سازمان تبدیل خواهد گردید(فیشر- بوتینگر و والستر،2008 : 134-132).

برند بایستی در قلب فعالیت های تجاری باشد و به عنوان یک توجه کلیدی در جهت خلق ارزش برای سهامداران باشد. پنج زمینه هست که برای فهم و درک برند ضروری می باشد . این پنج زمینه عبارت اند از :

برند ارزش محصول یا خدمت را بیش از ارزش عملکردی آن افزایش می دهد لذا می تواند این توانایی را به سازمان بدهد که محصولات خود را با قیمتی بالاتر عرضه کند و با ایجاد جریان نقدی بهتر سازمان می تواند ارزش سهامداران را افزایش دهد.

برند ها خط ارتباطی بین سازمان و ذینفعان آن هستند که مبنایی برای تعهد و اتصال بین آنها را فراهم می کنند. تعهد و وفاداری نه تنها رضایت مشتریان را فراهم می آورد بلکه باعث افزایش عملکرد بلند مدت شرکت و افزایش درآمد آن نیز می گردد.

برند ها نتیجه رفتار ها هستند. هر فعالیتی از یکی از اعضای سازمان به گونه بالقوه بر شهرت برند تأثیرگذار می باشد و این تأثیر می تواند خوب یا بد باشد.

برند ها فقط در ذهن افراد جای دارند و در واقع ادراک آنها می باشند لذا نه تنها دارایی سازمان هستند بلکه یک مسئله عمومی نیز می باشند.

برند می تواند سازمان را در مسیری قرار دهد و هدفی برای سازمان ایجاد کند که همراستا یا ذینفعان آن باشد. در این حالت برندینگ بایستی بخشی از چشم انداز و مأموریت سازمان باشد(مارتین و هتریک،2006 : 48-47).

یک برند قوی شبیه به یک تجارت نیست. یک برند چه محلی و چه جهانی، ارزش خود را ا روابط قوی با مشتریانش بدست می آورد. قدرت این روابط بوسیله ایده ها و همبستگی اذهان افراد تعیین می گردد. در این ارتباط بازار یابان بایستی هر نقطه ای که ارتباط بین برند و مشتری را تحت تأثیر قرار می دهد مد نظر قرار دهند تا بتوانند ادراکات آنها از برند و انگیزش آنها را تحت اختیار خود درآورند(هولیس و برون ،2008 :7).توسعه برند نیز یک استراتژی مورد بهره گیری شرکت ها می باشد و به این معنی می باشد که برند را به طبقات مختلفی از محصول وارد کنیم. توسعه برند به این دلیل برای شرکت ها جذاب می باشد که بوسیله آن می توانند نرخ بالای شکست محصولات جدید را کاهش دهند وهمچنین این استراتزی مسیری را فراهم می کند که شرکت از تصویر برند بهره برداری بیشتری نماید و اخیراً این استراتژی راهی برای افزایش برند نیز شناسایی شده می باشد(ویتو،2011 : 216). بالمر و گریسر سه خاصیت برای برند شرکت مطرح می کنند و آن را اینگونه اظهار می کنند :

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1-4 ) اهداف پژوهش

هدف اول: مطالعه تأثیر کشور سازنده نام تجاری بر ارزش ویژه نام تجاری

هدف دوم: مطالعه تأثیر کشور سازنده نام تجاری بر قدرت نام تجاری

هدف سوم: مطالعه تأثیر کشور سازنده نام تجاری بر آگاهی از نام تجاری

هدف چهارم: مطالعه تأثیر قدرت نام تجاری بر ارزش ویژه نام تجاری

هدف پنجم: مطالعه تأثیر آگاهی از نام تجاری بر ارزش ویژه نام تجاری

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید