نخستين تلاشها (1274)تا 1320
2-از 1320 تا 1340
3-1340تا 1357
4-از 1357تا 1370
5-از1370 تا کنون
نوعي طبقه بندي عام ديگر نيز وجود دارد که سير تحول داستان نويسي را بر مبناي نسل هاي طبيعي نويسندگانش مي داند و هر 15 يا 30 سال را يک نسل مي داند. اين طبقه بندي اين حسن را دارد که افراد يک نسل اجتماعي را در يک طبقه قرار مي دهد و به همين دليل به محقق اجازه مي دهد که مبنايي براي تحليل هاي اجتماعي در دست داشته باشد ،ولي اين عيب را نيز دارد که نويسندگان متعددي که دريک دوره نسلي (15 يا 30 سال) به دنيا نيامده اند ،اما در يک دوره به انتشار آثار خود دست زده اند را در دسته هاي متفاوتي قرار مي دهد.
2-3-ظهور نويسنده هاي زن:
دوراني که اندک اندک نويسند هاي زن نيز به نوشتن روي مي آورند و مي نويسند،از دهه چهل آغازمي شود. گرچه تاپيش از دهه چهل نيز نويسنده هاي زني وجود داشتند که مي نوشتند(زنان دوران قاجار مانند.طاهره يا قره العين که زني اديب و صاحب قلم بود وبه خاطر تعقيب ها و آزارهايي که ديد، امروزه از نوشته هايش چيز چنداني در دست نيست ويا فخرالدوله دختر ناصرالدينشاه است که به عقيده بسياري منتقدين من جمله کريستف بالايي، داستان فارسي (امير ارسلان ) به قلم يا روايت او نقل شده است و24…..)اما تعداد اين نويسنده ها اندک و انگشت شمار است واز آن گذشته نوشتن ايشان نيز به صورت يک امر اجتماعي پذيرفته شده ، شناخته نمي شد. اين زنان اغلب در خفا يا بانامي ديگر مي نوشتندوتنها در دهه چهل بود که زنان توانستند با نام و هويت واقعي خود به عنوان يک زن بنويسند وآثار ادبي گرانمايه اي خلق کنند .آثار اوليه اي که زنان خلق کردند ،آثار خام دستانه اي بودند که مورد توجه جدي منتقدين قرار نگرفتند ونتوانستند در ادبيات فارسي تحولي به وجود آورند. تا قبل از انتشار شاهکار خانم سيمين دانشور (سووشون 1348) آثار زنان نويسنده نه تنها در شماره که در کيفيت آثارشان نيز چندان قابل توجه نبودند .بعد از انتشار اين اثر نه تنها زنان بيشتر مي نويسند ،که کيفيت آثارشان فصل نويني در ادبيات معاصر فارسي آغاز مي کند.دوره بندي آثار زنان نويسنده ايراني الزاما با دوره بندي کلي آثارادبي يکسان نيست ،چرا که زنان در سال هاي آغازين اين دوره هنوز شروع به نوشتن نکرده بودند.
حسن مير عابديني(مجله اينترنتي WWW.ZANAN.CO.IR) براي سنت نويسندگي زنان ايران طبقه بندي جداگانه اي قائل است وي با نگاهي کمي و کيفي به حضور نويسندگان زن ، سه دوره کلي برمي شمارد، مير عابديني در اين طبقه بندي ،ضمن مقايسه آماري بين تعداد نويسندگان زن ومرد ،آثار ايشان را به دودسته ادبيات متعالي و ادبيات پاورقي تقسيم مي کند.
1-. گام‌هاي اوليه: در فاصلة زماني 1310 تا 1339
2-هموار کردن راه از 1340 تا 1369
3-رهسپار راه‌هاي تازه: در دهة 80ـ1370
2-4-. گام‌هاي اوليه:
در فاصلة زماني 1310 تا 1339، به نام 15 نويسندة زن برمي‌خوريم. تا 1339، 270 نويسندة مرد در عرصة ادبيات داستاني فعال‌اند، يعني در مقابل هر نويسندة زن، 18 نويسندة مرد (مير عابديني 1377). تا 1310 كه داستان‌نويسي ايران سال هاي آغازين خود را مي‌گذراند و مردان كمي در اين عرصه قلم مي‌زنند، نام هيچ زني در تاريخ داستان‌نويسي نيامده است. از 1310 تا 1320، 2 زن داستان نوشته‌اند: “ايراندخت”25 نامي ( امينه پاکروان) داستان اجتماعي احساساتي دختر تيره‌ بخت (حدود 1310) را نوشته و زهرا خانلري (1294ـ1371) پروين و پرويز (1312) و ژاله يا رهبر دوشيزگان (1315) را به رشتة تحرير درآورده است. البته در اين دوره، فاطمه سياح در زمينة نقد ادبي فعال است و به‌عنوان نخستين زن ايراني بر كرسي استادي دانشگاه تهران نشسته است.
از 1320 تا 1329، كه از نظر سياسي‌ـ‌اجتماعي دهة پرتحركي است، تنها به نام سيمين دانشور (متولد 1300) برمي‌خوريم با مجموعة آتش خاموش (1327) كه جايگاه رفيعي درمجموعة آثاراو ندارد.
اما از 1330 تا 1339 به 8 زن نويسنده برمي‌خوريم كه از ميان آنها مي‌توان به نام هاي زير اشاره كرد:
ملكه بقايي كرماني (1293ـ؟): پدرش نمايندة مجلس بود، در تهران و پاريس تحصيل كرد وي از فعالان مبارزه براي حقوق زنان بود و چند اثر دربارة شرايط زندگي زنان ايراني نوشت، مثل زن ها چه مي‌گويند؟ يا رمان بوسة تلخ (1336) كه فضايي عصبي و پرتنش دارد. سال هاي پاياني عمر را در امريكا گذراند و مجموعة شكسته‌بالان (1363) را در لس‌آنجلس منتشر كرد. آثار او از نخستين نمونه‌هاي داستاني است كه از ديد يك زن به مسائل زنان پرداخته است.بهين‌دخت دارايي (متولد 1300) دكتراي ادبيات فارسي داشت. پس از انتشار داستان حرمان (1335) دربارة مهر مادري، به تحقيق در ادبيات كلاسيك از جمله شاهنامه روي آورد.مهين توللي (متولد 1309) همسر فريدون توللي شاعر معروف، داستان‌هاي كوتاهي را كه در مجلة سخن چاپ كرده بود به شكل مجموعة سنجاق مرواريد (1338) انتشار داد. پس از وقفه‌اي كه چند دهه به‌طول انجاميد، مجموعة ويلن شكسته را منتشر كرد.كيوان‌دخت كيواني (متولد 1313): مترجم زبان انگليسي كه جز جواني (1330) و رمان گذر از سطح آب، خاطرات ايام جنگ را با نام يادداشت‌هاي ناتمام (1369) نوشته و تاريخ ادبيات عرب اثر نيكلسن را ترجمه كرده است.مريم ساوجي (1298ـ؟): نويسندة متون حقوقي و وكيل دادگستري، نخستين زني است كه مبحث حقوق زن را در 1335 در راديو ايران مطرح كرد. او شاعر بود و داستان دختر راه و فرشته را نوشت.نويسنده‌اي به نام ماه‌سيما نيز زنجيرهاي تقدير (1336) را دربارة موقعيت خانوادگي و اجتماعي زنان اشرافي نوشت.به عقيده مير عابديني (WWW.ZANAN.CO.IR) زنان در سال هاي 1310 تا 1339، در عرصة داستان‌نويسي حضور كم‌رنگي دارند.در اين دوره، زنان يا چنان گرفتار امور خانه‌اند كه نتوانسته‌اند كارهايي را هم كه توانايي خلقشان را داشته‌اند بيافرينند يا هنوز به صرافت داستان‌نويسي نيفتاده‌اند. بعضي هم كه نوشته‌اند آثار خود را با نام هاي مستعاري چون ايراندخت، ماه‌سيما يا شهرزاد چاپ كرده‌اند. در چنان فضايي، زنان اگر هم مي‌خواستند به نوشتن ترغيب نمي‌شدند زيرا امكاني براي نشر آثار خود نمي‌ديدند. در اين دوران، زنان درگير مبارزه براي كسب حقوق اولية خويش‌اند و هنوز امكان گشودن درهاي مراكز ادبي را به‌ روي خود نيافته‌اند. زيرا شركت زنان در جنبش ادبي، مشروط به موقعيتي است كه در جامعه به‌دست مي‌آورند. 26
در سال هايي كه از آنها صحبت مي‌كنيم، عمدتاً زنانِ وابسته به خانواده‌هاي ممتاز (چه از نظر مالي و چه از نظر فرهنگي) بخت و فرصت نوشتن يافته‌اند كه از جملة آنها مي‌توان به كساني چون فاطمه سياح در نقد ادبي، زهرا خانلري يا سيمين دانشور اشاره كرد. اينان از نسل اول زنان ايراني بودند كه امكان برخورداري از آموزش عالي را يافتند و بعضي از آنها در كشورهاي اروپايي درس خواندند. درآمد مالي، فراغت از كارِ خانه و فضاي فرهنگي خانواده به آنان امكان كسب مهارت‌هاي ادبي لازم را داد. البته جز سيمين دانشور، ديگران داستان‌نويسي را جدي نگرفتند. برخي مثل خانلري در آغاز كارِ نگارشيِ خود به‌تفنن داستان‌هايي نوشتند و بعد به تدريس در دانشگاه و تحقيق در ادبيات كلاسيك پرداختند.
آثار پديدآمده در اين دورة زماني، ارزش ادبي چنداني ندارند و از ميان آنها نمي‌توان اثري را چشمگير و شاخص دانست. اين آثار بيشتر از نظر تاريخي و ظهور چند داستان‌نويس زن واجد اهميت‌اند، وگرنه زنانِ داستان‌نويس اثر خلاقه‌اي نيافريده‌اند و عمدتاً دنباله‌رو شيوه‌ها و نظرگاه‌هاي نويسندگان مرد بوده‌اند. فاطمه سياح،در سلسله‌مقالاتي كه دربارة جايگاه زنان در هنر و ادبيات اروپا نوشت (در مجلات مهر و ايران امروز از 1315 تا 1319)، در پي‌جويي علل ضعف “روحية ايجاد كردن و خلاقيت ادبي” در نويسندگان زن به عوامل متععدي اشاره مي کند و “ضمن توجه به شرايط اجتماعي، علل بيولوژيك و منع‌هاي بازدارندة سنتي و مذهبي را هم از نظر دور نمي‌دارد.” (ميرعابديني 1377).
اين نسل ، نسل،اول نويسندگان زن ايراني است که با همه محدوديت هاي موجود دست به خلق ادبي زدند، نويسنده هاي اين نسل با همه خام دستي ها و تازه کاري هايشان ،آغاز گران وپيشروان نسل زنان نويسنده ايراني محسوب مي شوند.دوره بعدي ،دوره اي است که دوره شکوفايي ادبي ايران محسوب مي شود وهم مردان و هم زنان آثار ماندگارتري از خود به جاي مي گذارند.در اين دوره ايران تحولات عميق و تکان دهنده اي چون انقلاب و جنگ را پشت سر مي گذراند.دو تجربه اي که بر زندگي اجتماعي( زنان و مردان) بسيار تاثيرگذار واقع مي شود و نسل جديدي از نويسندگان را به جامعه معرفي مي کند.
2-5-. هموار كردن راه:
ذيل اين عنوان به سه دهة كمابيش مشابه در سال هاي( 1340 تا 1369) مي‌پردازيم :27
الف) در دهة 49ـ1340، كه سال هاي شكوفايي ادبيات و هنر معاصر است، بيش از 25 نويسندة زن شروع به داستان‌نويسي مي‌كنند. عدة نويسندگان مرد در اين دهه 130 نفر است، يعني در مقابل هر يك نويسندة زن 5 نويسندة مرد، مي‌بينيم كه فاصلة آماري كم مي‌شود و زنان، با اتكا به موقعيتي كه در جامعه به‌دست آورده‌اند، به‌تدريج جايگاه ادبي خاص خود را پيدا مي‌كنند. دراين سال ها، داستان‌نويسي از كاري تفنني به‌ آفرينش هنري منظمي رشد مي‌يابد و داستان‌هايي با كيفيت بهتر نوشته مي‌شود. نويسندگان پيگير اين دوره راه را براي داستان‌نويسان دوره‌هاي بعد هموار مي‌كنند زيرا در جهت شكل بخشيدن به شيوه‌اي ادبي مي‌كوشند كه تا پيش از آن عمدتاً در انحصار مردان بود.گروهي از نويسندگان اين دوره براي مجلات مردم‌پسند داستان مي‌نوشتند، مثل خاطره پروانه كه براي تهران مصور مي‌نوشت، ميمنت دانا و ژيلا سازگار كه در اطلاعات بانوان قلم مي‌زدند و فريده گلبو كه اغلب آثارش در زن روز چاپ مي‌شد، داستان احساساتي‌اي كه قدسي نصيري با نام بي‌سرپرستان (1347) نوشت چند بار تجديد چاپ شد.در اين دوره نوشتن حديث نفس‌هاي “عبرت‌آموز” يا قطعه‌هاي ادبي احساساتي دربارة عشق و حرمان در ميان اين گروه از نويسندگان رواج دارد.
اما در اين دوره براي نخستين بار با يك گروه نويسنده مواجه مي‌شويم كه داستان‌نويسي را به‌طور پيگير دنبال مي‌كنند و، به تعبيري، يك جريان داستان‌نويسي زنانه پديد مي‌آورند؛ و برخي از آنان به چهره‌هاي طراز اول داستان‌نويسي ايران تبديل مي‌شوند. جز سيمين دانشور كه كار خود را دو دهه قبل شروع كرده اما در اين دوره شاهكارش سووشون (1348) را به چاپ مي‌سپارد، جا دارد از مهشيد اميرشاهي، گلي ترقي، ميهن بهرامي و مهري يلفاني نام ببريم. اميرشاهي و ترقي و بهرامي در اروپا و امريكا درس خواندند و پس از بازگشت به وطن به نوشتن و تدريس پرداختند. اميرشاهي (متولد 1319) در مجموعه‌داستان‌هايش مثل سار بي‌بي‌خانم (1347)، بعد از روز آخر (1348) و به صيغة اول شخص مفرد (1350)، ماجراهايي شخصي را با ذوقي طبيعي و طنزي تنيده‌شده در تار و پود جملات بازمي‌گويدترقي (متولد 1318) مجموعة من هم چه‌گوارا هستم (1348) و رمان خواب زمستاني (1352). ديدگاهي انتقادي‌، اجتماعي و فلسفي بر داستان‌هاي ترقي غلبه دارد، درحالي‌كه داستان‌هاي اميرشاهي از لحن و نگاه زنانه‌تري رنگ مي‌گيرند. ترقي در داستان‌هاي دومين مرحله از نويسندگي خود مثل خاطره‌هاي پراكنده (1372) و دو دنيا (1381)، چنين لحن و فضايي را تجربه مي‌كند. اين داستان‌ها يا ريشه در خاطرات نوستالژيك دورة كودكي دارند يا دشواري‌هاي زندگي در غربت و سرگرداني‌هاي روحي مهاجران‌ را به تصوير مي‌كشند.
ماجراي داستان‌هاي بهرامي (متولد 1324) ـ زنبق ناچين (1341) و حيوان (1364) ـ در فضاي رئاليستي مألوف‌تري مي‌گذرد. وي در

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید