منجر به كمبود انسولين مي‌گردد.
ديابت مليتوس نوع1B فاقد نشانگرهاي ايمني است كه بر تخريب خود ايمني سلولهاي بتا دلالت مي‌نمايد. اين بيماران از طريق مكانيسم هاي ناشناختهاي دچار كمبود انسولين مي‌شوندو مستعد ابتلا به كتواسيدوز ديابتي هستند. تعداد نسبتاً كمي از بيماران مبتلا به ديابت مليتوس نوع يك در گروه 1B قرار مي‌گيرند(19).
ديابت ميلتوس نوع دو شامل گروه ناهمگوني از اختلالات است كه بادرجات متفاوتي از مقاومت به انسولين، اختلال ترشح انسولين و افزايش توليد گلوكز همراهند. قبل از بروز ديابت مليتوس نوع دو، دوره‌اي از تنظيم غير طبيعي قندخون وجود دارد كه طي آن گلوكز خون افزايش مي‌يابد ولي اين افزايش در حد ايجاد بيماري ديابت نيست. اگر اين افزايش گلوكز در حالت ناشتا رخ دهد، به آن اختلال گلوكز ناشتا(IFG)1 مي‌گويند. و اگر اختلال در گلوكز خون به دنبال صرف غذا رخ دهد تحت عنوان اختلال تحمل گلوكز (IGT)2 ناميده مي‌شود(8).
يكي ازتفاوتهاي بين ديابت نوع يك و دو اين است كه پس از شروع بيماري ديابت نوع يك، بيماران به طرف ديابت برگشت ناپذير وآشكار پيش مي‌روند. ولي در ديابت نوع دو بيمار ميتواند با درمان مناسب و كاهش وزن و افزايش فعاليتهاي بدني از مرحله ديابت به مرحله عدم تحمل گلوكز باز گردد. اما د رعمل اكثر اين بيماران به سمت بيماري ديابت آشكار پيش خواهند رفت. اگر مدتي از ديابت نوع دو بگذرد،اين بيماري نيز بازگشت ناپذيرخواهد بود. بيماران مبتلا به ديابت مليتوس نوع يك از ابتداي بيماري نياز به تزريق انسولين دارند(48) . ولي بيماران مبتلا به ديابت مليتوس نوع دو در ابتداي بيماري نياز به انسولين ندارند و مي‌توان با رژيم غذايي و فعاليتهاي ورزشي و داروهاي كاهنده قندخون، ميزان گلوكز خون آنها را مهار كرد به همين دليل، قبلا به ديابت نوع يك، ديابت وابسته به انسولين 3(IDDM) و به ديابت نوع دو ديابت غير وابسته به انسولين(NIDDM)4 ميگفتند(6). اما از انجا كه تعداد زيادي از بيماران مبتلا به ديابت نوع دو در نهايت براي مهار قندخون خود نياز به تزريق انسولين پيدا مي‌كنند اين طبقه بندي ديگر كاربردي ندارد .در طبقه بندي جديد، سن بيمار به عنوان يك معيار به كار نمي‌رود. با اينكه ديابت مليتوس نوع يك اكثراً قبل از سي سالگي بروز مي‌كند. ولي روند تخريب خودايمني سلولهاي بتا ممكن است در هر سني رخ دهد. تخمين زده مي‌شودكه بين پنج تا ده درصد افرادي كه پس از سي سالگي به ديابت مبتلا مي‌شوند، مبتلا به ديابت نوع يك هستند. به همين ترتيب، با اينكه ديابت نوع دو معمولا با افزايش سن به وجود مي آيد ولي در اطفال و به ويژه در نوجوانان چاق نيز رخ مي‌دهد(8).
انواع ديگر ديابت مليتوس
ساير علل ديابت در جدول 1-1 آورده شده اند.
توجه به اين مطلب ضروري است كه بيشتر بيماران ديابتي به ديابت نوع يك و دو مبتلا هستند و ساير انواع ديابت نادرند.همچنين، شيوع ديابت نوع دو به مراتب از ديابت نوع يك بيشتر است.
بيماريهاي بخش برون ريز لوزالمعده، مانند التهاب لوزالمعده (پانكراتيت) زماني منجر به ديابت ميشوندكه بيش از هشتاد درصد اين غده تخريب شده باشد.
هورون هاي گلوكاگون،كورتيزول، نوراپي نفرين و هورمون رشد بر ضد انسولين عمل كرده و باعث افزايش قند خون مي‌شوند. بنابراين، بيماريهاي غدد درون ريز كه منجر به افزايش در يك يا چند عدد ازاين هورمونها شوند، ديابت ايجاد مي‌نمايند. بيماريهاي ويروسي( مانند سرخجه مادرزادي) مي‌توانند منجر به تخريب سلولهاي بتاي لوزالمعده و ايجاد ديابت شوند ولي از علل بسيار نادر ايجاد ديابت به شمار مي‌روند(19).
جدول 1-1 علل ايجاد ديابت مليتوس
1-ديابت نوع يك: تخريب سلولهاي بتا پانكراس منجر به كمبود مطلق انسولين ميشود. ديابت نوع يك به دو گروه تقسيم ميشود.
A. به واسطهي ايمني( تخريب خودايمني سلولهاي بتا)
B. با علت نامشخص
2-ديابت نوع دو. از حالت غالب مقاومت به انسولين همراه با كمبود نسبي انسولين تا حالت غالب نقص ترشخصي انسولين همراه با مقاومت به انسولين متغير است.
3- انواع ديگر ديابت:
الف. نقايص ژنتيكي عملكرد سلولهاي بتاي لوزالمعده: شامل ديابت جوانان با شروع در دوران بلوغ كه الگوي وراثت غالب داشته و با شروع زودرس اختلال ترشح انسولين و ايجاد قندخون بالا همراه است.
اختلال در ماده وراثتي ميتوكندريها و نقص در تبديل پيش ساز انسولين به انسولين، از ديگر علل نادر ايجاد ديابت دراثر نقايص ژنتيكي هستند.
ب. نقايص ژنتيكي عملكرد انسولين.
ج. بيماريهاي بخش برون ريز لوزالعمده:التهاب لوزالمعده(پانكراتيت)، برداشتن لوزالعمده(پانكراتكتومي) ، سرطان لوزالمعده، بيماري فيبروز كيستيك، بيماري هموكروماتوز، سفت شدن بافت لوزالمعده(فيبروز پانكراس)
د. اختلالات غدد درون ريز: بيماري آكرومگالي، سندرم كوشينگ، گلوكاگونوم، فئوكروموسيتوم، پركاريتيروئيد،سوماتواستاتينوم،آلدوسترونوم.
ه.داروهاوموادشيميايي:واكور،پنتاميدين،
اسيدنيكوتينيك،كورتيكواستروئيدها،ديازوكسايد،آگونيستهايبتاآدرنرژيك،تيازيدها،فنيتوئين، اينترفرونآلفا،مهاركنندههاي پروتئاز،كلوزاپين، مسدود كننده هاي بتا.
و.عفونتها:سرخجهمادرزادي،سايتومگالوويروس، كوكساكي.
ز. ساير سندرمهاي ژنتيكي كه گاهي با ديابت همراه هستند مانند سندرم داون، سندرم كلاين فلتر، سندرم ترنر، و…
4.ديابت مليتوس حاملگي.
ديابت مليتوس حاملگي. ممكن است طي حاملگي، عدم تحمل گلوكز رخ دهد. مقاومت به انسولين در نتيجه تغييرات متابوليك اواخر حاملگي، نياز به انسولين را افزايش داده ومي‌تواند به اختلال تحمل گلوكز منجر شود. ديابت حاملگي تقريبا در چهار درصد حاملگيها در ايالات متحده ديده شده است . دراكثر اين زنان، تحمل گلوكز پس از زايمان به حالت طبيعي باز مي‌گردد ولي خطر زيادي( سي تا شصت درصد) براي ابتلا به ديابت مليتوس در سالهاي بعد وجود خواهد داشت(8و19).
اپيدميولوژي ديابت
شيوع بيماري ديابت بسيار بالاست. حدود دويست و چهل ميليون نفر درسراسر جهان به ديابت مبتلا هستند. اغلب اين افراد ديابت نوع دو دارند. كه ناشي از ناتواني بدني در تنظيم درست قند خون است و با اضافه وزن و چاقي ارتباط دارد. مطالعات اپيدميولوژيك نشان داده اند كه حدود ده تا بيست درصد ديابتي‌ها مبتلايان به بيماري ديابت نوع يك هستندو ديابت نوع دو كه شايع ترين نوع ديابت است هشتاد تا نود درصد بيماران ديابتي را شامل مي‌شود(49).
براساس پيش بيني سازمان جهاني بهداشت در سال 2025 تعداد مبتلايان به ديابت به سيصدو پنجاه ميليون نفر خواهد رسيد. اين در حالي است كه در سال 2001 ميلادي تعداد اين بيماران يكصد و نود ميليون نفر بوده و البته اين رقم اكنون از مرز دويست ميليون نفر گذشته است. به اين ترتيب ميتوان گفت در هر ده ثانيه دو نفر به بيماري ديابت مبتلا مي‌شوند. اما مرگ و مير ناشي از ديابت هم تكان دهنده است. درهر ده ثانيه يك نفر دراثر اين بيماري جان خود را از دست ميدهد.اين آمارها وقتي نگران كننده تر ميشوند. كه بدانيد بسياري از بيماران ديابتي از بيماري خود اطلاعي ندارند نسبت به علايم آن آشنا نيستند و حتي نمي‌دانند كه چه هنگامي بايد نسبت به وجود بيماري در خود شك كنند. از همين رو مسئله غربالگري (بيمار يابي) دراين بيماري اهميت فراواني مي‌يابد(8و49).
اپيدميولوژي جهاني
ميزان وقوع جهاني ديابت مليتوس طي دو دهه گذشته به ميزان چشمگيري افزايش يافته است. گرچه ميزان وقوع هر دو نوع ديابت( ديابت مليتوس نوع يك و دو) در سراسر جهان در حال افزايش است ولي انتظار ميرود كه سرعت اين افزايش در ديابت مليتوس نوع دو در آينده بيشتر باشد، كه دليل آن ، افزايش شيوع چاقي و كاهش ميزان فعاليت بدني است .همچنين شيوع ديابت مليتوس با افزايش سن بيشتر مي‌شود، به طوريكه طبق آمار سال 2000 ميزان وقوع ديابت در افراد زير بيست سال، دودهم درصد و در افراد بالاي بيست سال هشت و شش دهم درصد و در افراد بالاي شصت و پنج سال بيست درصد برآورد شده است. ميزان وقوع اين بيماري در اكثر محدوده هاي سني در دو جنس مرد و زن مشابه است ولي شيوع آن در مردان بالاي شصت سال كمي بيشتر از زنان ميباشد. ميزان بروز هر دونوع ديابت در نژادها و نقاط مختلف جهان متفاوت است براي مثال بيشترين ميزان بروز ديابت مليتوس نوع يك در كشورهاي اسكانديناوي (سوئد، دانمارك و..)ديده ميشود ولي در كشورهاي حاشيه اقيانوس آرام، (مانندژاپن) ميزان بروز ديابت نوع يك بسيار كم است و دراروپاي شمالي و ايالات متحده ميزان بروز آن در حد متوسط قرار دارد در كل نژاد آفريقايي آمريكايي، بوميان آمريكا(سرخ پوستان) و آسيا نژادهاي پرخطر محسوب مي‌شوند(49و8).
ميزان وقوع ديابت مليتوس نوع دو و اختلال تحمل گلوكز، در بعضي از جزاير اقيانوس آرام بسيار زياد و در كشورهايي مانند هند و ايالات متحده امريكا در حد متوسط و در روسيه و چين نسبتا كم است. به نظر مي‌رسد اين اختلافات ناشي از عوامل ژنتيكي رفتاري ومحيطي باشد. تفاوتهاي چشمگيري نيز در ميزان وقوع ديابت مليتوس در ميان قومها و نژادهاي مختلف داخل يك كشورديده ميشود(49و8).
اپيدميولوژي درايران
جهان در حالي وارد قرن بيست و يكم شد كه بيش از يكصدو چهل ميليون نفر مبتلا به بيماري ديابت بودند. دراين ميان سهم كشور ما حدود سه و نيم تا چهار ميليون نفر ديابتي است. اين درحالي است كه متخصصان و كارشناسان پيوسته درباره روند رو به رشد بيماري ديابت در كشورمان به عنوان شايعترين بيماري غدد درون ريز در دهه‌هاي اخير هشدار ميدهند. بيماري ديابت يكي از سه عامل اول مرگ ومير در دنياست. بيماري زايي اين عارضه چه از نظر هزينه هاي درماني و چه از جهت از كارافتادگي بسيار بالاست ويكي از عمده ترين مسائل بهداشتي درماني در جوامع بشمار ميرود از سوي ديگر همراهي آن با چاقي و افزايش چربي خون، احتمال ايجاد بيماري قلبي عروقي را به عنوان اولين عامل مرگ و مير در انسان به شدت افزايش ميدهد(8).
بيش از بيست درصد كودكان ايراني كه در سنين مدرسه هستند اضافه وزن دارندكه به دليل تغذيه نادرست است و ميتواند زمينه ساز ديابت نوع دو باشد. در برنامه كشوري غربالگري و مهار بيماري ديابت مشخص شده كه پانزده درصد مردان و سي درصد زنان دچار اختلال تحمل گلوكز هستند(8).
ديابت شايع ترين بيماري غير واگير در ايران است. شيوع آن در كشور ما سه تا پنج درصد است يعني معادل دو تا سه و نيم ميليو ن نفر از جمعيت كل كشور اين رقم شامل كساني است كه يا مبتلا به اين بيماري اند يا مستعد ابتلا به آن(4).
نيمي از بيماران ديابتي از بيماري خود كاملا بي‌خبرند و دليل انجام غربالگري براي ديابت نوع دو نيز همين است . نتايج غربالگري در ايران نشان داده است كه شيوع ديابت در روستا ها دو و دو دهم درصد و درمناطق شهري چيزي حدود پنج درصد است. طبق آمار رسمي وزارت بهداشت حدود پنج ميليون و چهارصد هزار نفر از جمعيت كشور ما درمعرض خطر ابتلا به ديابت هستند. بارمالي ديابت در حال حاضر نهصد ميليارد تومان در كشور براورد شده كه عمدتا هزينه مستقيم دارويي است. در مقايسه با كشورها افزايش شيوع ديابت در جامعه ما بسيار سريع است و بايد براي پيشگيري از آن اقدامات اساسي انجام داد(8).
كالبد شناسي و عملكرد لوزالمعده
لوزالمعده يا پانكراس غده اي است به رنگ سفيد متمايل به خاكستري كه طول آن در حدود پانزده تا بيست سانتي متر ميباشد. وزن آن در فرد بالغ حدود هفتادو پنج تا صد گرم است. جايگاه آن از اولين قسمت روده كوچك تا نزديك ناف طحال در پشت معده است.
لوزالمعده از نظر آناتومي سه قسمت دارد. سرپانكراس در قسمتC شكل دئودنوم(بخش اول روده كوچك) و دم پانكراس در مقابل ناف طحال قرار دارد(179).
پانكراس از بيرون توسط كپسول

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید