ا متابوليسم چربي و كربو هيدرات نشان داده است. مطالعات قبل و بعداز تشخيص بيماري نشان داده است کدزو اثرات بسياري بر هومئوستاز گلوكز دارد. در واقع کدزو بيان mRNA گيرنده انسولين را از طريق پروتئين كيناز وابسته به سايكلين به عنوان يك پروموتور در كشت هاي سلولي كبد انسان و ماهيچه اسكلتي افزايش ميدهد(109).
کدزو نشان داده كه قادر است از تخريب سلولهاي ? وهمچنين پانكراس در مقابل استرس اكسيداتيو در رتهاي ديابتي حمايت كند(94).
با توجه به خواص ذکر شده در پژوهش حاضر اين دارو به عنوان عاملي که از دو طريق،غير مستقيم با اثرات کاهنده قند خون ودر نتيجه کاهش استرس اکسيداتيو واثرات مخرب آن ومستقيم از طريق اثر بر واکنش هاي متابوليسمي درون سلولي،سبب بهبود آسيب بافتي ناشي از ديابت مي گردد،تجويز شد.
در اين مطالعه مشاهده شد ديابت سبب کاهش معني داري در حجم بيضه گرديد که اين موضوع به سبب از بين رفتن سلول ها،اتروفه شدن توبول هاي سميني فر در نتيجه افزايش قند خون مي باشد.در گروه درماني اين فاکتورها افزايش يافته و در دوز بالاي کدزو اين روند بهبودي قابل توجه تر است(نمودارهاي1و2-3 نتايج بدست آمده در بررسي هاي بافتي نشان داد در اثر ديابت سلول هاي رده اسپرم سازوسرتولي، دچار تغيير وکاهش شده که اين کاهش بخصوص در مورد سلول سرتولي بسيار محسوس ميباشد(نمودار4و10-3).
بعلاوه کاهش قطر توبول سميني فروس وافزايش قطر غشاء پايه نيز مشاهده شد(جدول2-1).اين نتيجه مؤيد موارد گزارش شده در مطالعات ديگر است مبني بر اينکه مطالعه هاي مورفومتري تغييرات چشمگير در قطر توبول سمينيفروس و مهار اسپرماتوژنز در مراحل اسپرماتوسيتي III و II را در توبو لهاي کوچک حيوانات ديابتي نشان داده اند(23).
در گروه هاي درماني افزايش قطر توبول،کاهش غشاء پايه وبهبود در سلولهاي اسپرماتوژنيک مشاهده شد(جدول 3-3).
کدزو اثرات مهاري بر روي ليپواکسيژناز(201) وگزانتين اکسيداز(105)،دو منبع مهم ايجادکننده ROSنشان داده است که بيانگر خاصيت آنتي اکسيدان آن مي باشد.مطالعات نشان داده است که کدزو مي تواند از اکسيداسيون LDLناشي از حضورCa2+ جلوگيري کرده واز عملکرد معيوب سلول،ناشي از LDLاکسيدشده محافظت کند(105).کدزو به طور بارزي سبب افزايش فعاليت سوپراکسيدديسموتاز شده وتشکيل سوپراکسيد آنيون ومالونديآلدئيد(MDA) را کاهش مي دهد(129).بعلاوه کدزو اثرات مخرب H2O2 را بوسيله افزايش توانايي زيست سلول،توليدNO،فعالسازي سوپراکسيد ديسموتاز،و کاهش آزاد سازي لاکتيک اسيد دهيدروژناز وMDA،مهار مي کند(198).اين مکانيسم ها سبب کنترل استرس اکسيداتيو ودرنتيجه بهبود عوارض مخرب راديکال هاي آزاد بر بافت شده سبب بازسازي سلول هاي بافت بيضه مي گردد.
کيفيت پايين مايع سمينال در افراد ديابتي نيز گزارش شده است که شامل کاهش حرکت اسپرم(23)، کاهش شمار اسپرم (143)و افزايش اسپر مهاي ناهنجار است(153و202).ما نيز در اين تحقيق کاهش تحرک وشمار اسپرم وهمچنين کاهش PHمايع سمينال را مشاهده کرديم. کاهش تراکم اسپرم را بايد به دليل اثر شديد افزايش قند خون بر مراحل آخر اسپرماتوژنز دانست.القاي تخريب DNA در هسته اسپرم و نقص در اسپرماتوژنز بر پتانسيل باروري اثر مي گذارد(14و184) کدزو با کاهش قند خون ومکانيسم هاي درون سلولي محافظتي ذکر شده سبب افزايش اسپرم وتحرک آن در گروه هاي درماني شد که اين بهبود در دوزMg/Kg 100 محسوس تر بود(نمودار5-3).
درآزمايشات هورموني مشخص شد ديابت باعث کاهش در مقدار تستوسترون، نسبت به گروه کنترل شده است.اما در گروه هاي درماني افزايش ميزان اين هورمون مشاهده شد(جدول16-3).
تستوسترون توسط سلول هاي ميان بافتي لايديگ در بيضه ها ترشح مي شود اما ترشح آن فقط هنگامي انجام مي شود که اين سلولها توسط هورمون لوتئيني از غده هيپوفيز قدامي تحريک شوند(6).براساس تئوري راديکال هاي آزاد عدم تعادل ميان پرواکسيدانت ها و آنتي اکسيدانتها نهايتا موجب صدمات اکسيداتيو در فرايندهاي سلولي وکاهش استروئيدوژنز در سلول هاي لايديگ مي گردد(128).
علاوه بر آن، مقدار تسوتسترون ترشح شده تقريباً نسبت مستقيم با مقدار LHداردو افزايش مقدار تستوسترون باعث بهبود مراحل اسپرماتوژنز مي شود(3). کدزو با اثر آنتي اکسيداني خود بر سلول هاي لايديگ سبب افزايش بقاي اين سلول هل شده وتستوسترون را تا حدودي افزايش مي دهد(نمودار16-3).
در مورد مطالعات آزمايشگاهي وايجاد ديابت تجربي نيز مشخص شده است که تاثير اين بيماري بر غده هيپوفيز منجر به کاهش هورمون آزاد کننده گنادوتروپين مي شود(180).همچنين تجويز GnRHاگزوژن به موش هاي ديابتي افزايش سطح گنادوتروپين هاي هيپوفيزي را به دنبال دارد(35).برخي گزارشات حاکي از آن است که ضايعات نورواندوکريني ناشي از ديابت ،در هيپوتالاموس که هدايت فعاليتهاي هورموني را به عهده دارد،اتفاق مي افتد(36و168). شايد يک عامل اصلي مداخله کننده ديگر در اين گرفتاري نقص در ترشح انسولين باشد که در بيماري ديابت بروز مي نمايد .زيرا اين هورمون در تنظيم فعاليت هاي هيپوفيزي-گنادي داراي نقش محوري است(31و11).تحقيقات نيز نشان داده است که در غياب انسولين،توانايي سلول هاي لب قدامي هيپوفيز در استفادهي از گلوکز کاهش يافته و از اين طريق به کاهش GnRHمي انجامد(162و72و22).در ارتباط با اين موضوع در موش هاي ديابتيک نشان داده شده است که نوعي فيدبک استروئيدي غيرمتعارف در محور هيپوفيزي- هيپوتالاموسي بوجود آمده که حساسيت هيپوفيز را در باب تنظيم فعاليت اين محور کاهش مي دهد(17و65).بنابراين با کنترل ديابت مي توان ضمن متعادل نگهداشتن سطح اندروژن در پلاسما ،فيزيولوژي طبيعي اندوکرين در گنادهاي جنسي نر تضمين شود(80). کدزو با دو عمل کاهنده قند خون وافزايش انسولين سبب افزايش هورمون هاي گنادوتروپين مي گردد.بعلاوه کدزو قادر به عبور از سد خوني -مغزي بوده که مقالات بسياري مبني برعملکرد کدزو بر روي عملکرد مغز اين موضوع را تأييد مي کند(185)،بنابراين اين احتمال که کدزو با اثر بر هيپوتالاموس مستقيما در تنظيم ترشح گنادوتروپين هانقش داشته باشد نيز وجود دارد،که نيازمند بررسي هاي دقيق تر است.
سنجش ميزان قند خون نشاندهنده کاهش در گروه هاي درماني نسبت به گروه ديابتي بوده بعلاوه مقدار انسولين که در نمونه هاي ديابتي بطور معني داري کاهش يافته بوده در گروه هاي درماني افزايش يافته است.
. کدزو از چند مسير سبب کنترل قند خون مي شود، در بسياري مقالات چيني اثر گذاري کدزو در کاهش گلوکز خون بيماران ديابتي با داروهايي چون متفورمين مقايسه شده است . مطالعات پيشنهاد مي کند که کدزو ممکن است يک اثر مستقيم ضعيف بر ترجمه يا بيان ناقل هاي گلوکز داشته باشد . که البته اين اثر فقط در غلظت هاي بالاي کدزو قابل مشاهده است (m 10 ?) .در حضور انسولين کدزو قادر است مصرف و جذب گلوکز وابسته به انسولين را افزايش دهد، کدزو قادر به تحريک ترجمه GLUT4مي باشد (107و118).همچنين کدزو قادر به افزايش بيان GLUT1 مي باشد (106)،
کدزو با القا فسفر يلاسيون Thr – 173 در AMPK سبب افزايش حساسيت به انسولين و عملکرد ميتوکندريايي مي شود (218و118و52و204) . مشاهده شده است که کدزو مصرف اکسيژن را مهار کرده و گليکوليز را چنان که اشاره شده بوسيله افزايش محصولات لاکتات ،افزايش مي دهد. کارآيي بيوسنتز ATP در نتيجه گليکوليز در مقايسه با بيوسنتز آن در ميتوکندري بسيار پايين تر است ، اين تفاوت پاسخي براي افزايش نسبت AMP/ATP است . با توجه به اين مشاهدات بنظر مي رسد که فعال شدن AMPK ممکن است نتيجه مهار ميتوکندريايي توسط کدزو باشد . اين مطالعه همچنين پيشنهاد مي کند که اين مهار خفيف عملکرد ميتوکندريايي ممکن است به بهبود حساسيت به انسولين کمک کند . کدزو ممکن است سبب کاهش جذب گلوکز در روده شود . اين موضوع شگفت آور است که کدزو همچنين به عنوان يک مهار کننده – گلوکوزيداز عمل مي کند . گلوکوزيداز يک آنزيم رودهاي است که براي هضم کربوهيدراتهايي همچون شکر و نشاسته به مونوساکاريدها بکار مي رود . مهار اين آنزيم سبب توقف جذب کربوهيدراتهاي رژيم غذايي مي شود . انتقال گلوکز از خلال اپي تليوم روده اي نيز پس از مصرف کدزو کاهش مي يابد (157). اين دو رويداد ممکن است سبب کنترل گلوکز خون توسط کدزو شوند . کدزو حساسيت به انسولين،ترشح انسولين وبازسازي در سلول هاي ? را بخوبي فعاليت آنتي اکسيدان در موش هاي مورد آزمايش نشان داد. بعلاوه کدزو فعاليت سوپراکسيد ديسموتاز پانکراس را به مقدار نزديک به حد نرمال بازگرداند(158).
مشاهده محافظت کبدي کدزو به خوبي يک آنتي اکسيدان بالقوه ممکن است نشان دهنده ي علت عملکرد ضد ديابتي آن باشد(158). در مطالعه ديگري مشخص شده است که کدزو بيان گيرنده انسولين را افزايش مي دهد. کدزو ميزان بيان InsR mRNA وپروتئين را در رده هاي سلولي مختلف انسان افزايش مي دهد(79).
در گروه هاي ديابتي افزايش در ميزان کلسترول وتري گليسريد مشاهده شد .در گروه هاي درماني مقدار اين فاکتورها کاهش يافته است(نمودارهاي 14و15-3).
کمبود انسولين سبب ليپوليز اندوخته چربي وآزاد سازي اسيدهاي چرب مي شود.مهمترين اثر فقدان انسولين اين است که آنزيم ليپاز حساس به هورمون در سلول هاي چربي به شدت فعال مي شودوباعث هيدروليز تري گليسريدهاي اندوخته وآزادسازي مقدار زيادي اسيد چرب وگليسرول به گردش خون مي گردد.زيادبودن اسيدهاي چرب پلاسما در کمبود انسولين باعث افزايش تبديل کبدي برخي از اسيدهاي چرب به فسفوليپيدها وکلسترول،يعني دو محصول اصلي متابوليسم چربي نيز مي شود.اين دو ماده به همراه تري گليسريدهاي زائدي که همزمان در کبد ساخته مي شوند به شکل ليپوپروتئين وارد خون مي گردند(6).
مکانيسمي که بوسيله آن کدزو ميزان کلسترول را کاهش مي دهد به افزايش بيان رسپتور LDL (LDLR) در پروتئين و m RNA کبد مربوط مي شود(118و10) . فعال شدن JNK توسط کدزو هم گزارش شده است و ممکن است در افزايش LDLR سهيم باشد(120) . اثرات کدزو بر LDLR توسط مهار کننده ي JNK بلوکه مي شود . اثرات کدزو بر متابوليسم ليپيد در حيوانات و انسان ارزيابي شده است . در رت هاي تغذيه شده با رژيم پرچرب، کدزو باعث کاهش تري گلسيريد سرم مي شود(121و197).
در خاتمه بنظر مي رسد که اين آثار محافظت کننده ناشي از نقش کدزو به عنوان جمع کننده راديکال هاي آزاد ،آنتي اکسيدان و نقش ضد آپوپتوتيک يا به عنوان عامل ضد التهابي بوده به نظر مي رسد که کدزو به عنوان يک عامل ايجاد کننده تعادل اکسيدان و آنتي اکسيدان درآينده نقش درماني مهمي در کاهش آسيب هاي بيضه اي متعاقب ديابت در بيماران ديابتي ايفا نمايد .
پيشنهادات
1.بررسي اثر تجويز دوزهاي بالاتر کدزو بر آسيب هاي بيضه اي ناشي از ديابت؛
2.بررسي مولکولي اثر کدزو بر هورمون هاي گنادوتروپين وچگونگي تنظيم آن ها؛
3.بررسي اثر کدزو بر رفتارهاي توليد مثلي جنس نر؛
4.بررسي اثر کدزو بر آسيب هاي ناشي از ديابت در ساير بافت هاي بدن؛
5.بررسي اثرکدزو برآسيب بافتي ناشي از ديابت در جنس ماده؛
منابع
1. برن رابرت،لوي ماتيو. بيگدلي محمد رضا ،فيزيولوژي برن ولوي2008،ويرايش ششم،1384، چاپ اول،نشر طبيب – تيمورزاده.
2. پريور كاظم،محسني كوچصفهاني‌هما.1372. اطلس جنيني شناسي و جنين شناسي تجربي، چاپ اول- انتشارات جهاد دانشگاهي دانشگاه تربيت معلم.
3. جانسون.نارتيم، به‌اهتمام عريان شهربانو، مترجمين،حسيني شاهرخ، سهرابي مجتبي، شيروي عبدالحسين، حسين زاده همايون، مظفري احمد،بهزادي، صفيه، احمدي رحيم، مختاري مختار، قم سفرتي گلناز، 1373. توليد مثل از ديدگاه هاي پزشكي و بيولوژي ، چاپ اول ،انتشارات جهاد دانشگاهي ص 67-72.
4.ديابت،فصل

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید