(111)
, از انجايي که ديگر ترکيباتي مانند فورمونو نتين و جنستين در گياهاني از خانواده لگومينوز توزيع شده است(112) .بعلاوه اولنني نوع تري ترپنها ترترپنوييد گليکوزيد هاي دارند که در ريشه کود زو شناسايي شده است . به نام کود زو ساپونين کودزو ساپو ژنول و سويا ساپوژنول . سويا ساپونول ترکيبي از کودزو ساپونين sa1-4وسويا ساپونينa3 . همچنين گليکوليز اگلي کن کودزو ساپوژنول به شکل هاي کودزو ساپونين .(106)
بعلاوه ريشه کودزو حاوي مزه شيرين ، عطر ملايم شراب ميوه را دارد. که اين به خاطر داشتن و بخار شدن ترکيباتي همچون متيل پالميتات (42.2 درصد ) متيل استارات 5.2 درصد 2 متوکسي اتيل استات 4.8 درصد استيل کربانول 4.5 درصد و بوتانوئيک اسيد 4.1 درصد (113) همچنين انها تاثير کمي مي گذارد بر ساختارشان که شامل 5 متيل هيدرانتون . توبروسين ، کولين، استيل کولين کلورايد ، د مانيتول ، گليسرول 1 مونوتتراکورانوات ،اي کوزانوئيک اسيد هگزاد کانوييک اسيد تترا کوزانوييک اسيد -2، 3-د (+)پي ني تول(115و118)
تاکيد بر تغييرات فصلي و روشهاي فراوري براي ترکيبات اصلي
عموما ريشه کودزو در فصول زمستان و پاييز برداشت مي شود . کهن سالان چيني معتقد هستند حجم محصول برداشت شده در اين فصول قابل مقايسه با فصول ديگر نيست (119)
اثبات شده است مجموع ايزوفلاونيدهاي مهم در هفت برداشت(3_-hydroxypuerarin, puerarin, 3_-methoxypuerarin,daidzin, genistin, formononetin-7-glucoside and daidzein در کمترين مقدار، از آپريل تا آگوست است . (دوره گل دهي )اين محصول افزايش پيدا مي کند از اکتبر تا دسامبر در زمان دوره گل دهي و در پايان ژانويه نهايتا گياه به دوره رکود خودش نزديک مي شود. براي سال آتي . بعلاوه پيشنهاد مي گردد که بهترين زمان براي برداشت ريشه کود زو اين است که 3 سال از عمرش گذشته باشد که در آن زمان مقدار ايزو فلاونيد ها در بالاترين مقدار خودش مي باشد .(119)
معمولا 2 روش براي برداشت کود زو وجود دارد
1-ريشه هاي تازه کود زو را داخل مکعب ها و يا اسلايد هاي ريخته و بوسيله هوا و نور خورشيد خشک مي کنيم .
2- ريشه هاي تازه را به وسيله گاز گوگرد خشک و به داخل مکعب و يا اسلايدها بريزيم
قابل توجه اينکه در هر دو روش هيچ تغيير ي در مقدار و کيفيت پيوررين ايجاد نمي شود . هرچند در بيشتر تحقيقات به اين نکته اشاره و تاکيد شده است که گاز گو گرد براي ترکيبات اصلي فلاونيد ها لازم و ضروري است(127و129)
اثرات دارويي ريشه کودزو
اثر آن بر سيستم قلبي عروقي
ريشه کودزو اغلب داراي فرمول گياهي است که براي درمان بيماريهاي قلبي عروقي استفاده مي شود . براي مثال فشار خون . ما معتقد هستيم که ايزو فلاون پيوررين پاسخ درماني مناسبي است در سيستم قلبي عروقي . و اثر آن در چندين کشت سلولي که مدل هاي حيواني دچار اختلال قلبي بودن اثبات شده است.
ضد پر فشاري خون
اولين بارتاثير پورريا برضد پرفشاري خون در سال 1980 گزارش شده است و آن قطعا مربوط بود به استفاده از طب سنتي از ريشه کدزو است. انها اشاره کردن عصاره پورريا اثر ضد پر فشاري خون دارد و همچنين باعث مهار سلولهاي بتا ادرنوسپتور مي شوند . (139)
در گربه ها پيوررين بلوک مي کند ايزو پريلين و باعث القاء تاکي کاردي و پر فشاري و کم شدن بازده قلبي و فشار عروق کاروتيد و نازک شدن آن مي شود و به وسيله ريزرپين کنترل مي شود . (142)
در حقيقت پوررين بشکل قابل ملاحظه اي اثر ادرنالين را کاهش مي دهد . و فاصله prوqtدر القاء الکترو کارديو گرافي را بوسيله ايزو پرينالين طولاني مي کند. (152)
رگ گشايي :
پيوررين انقباض حلقه شاهرگي را بوسيله نور آدرنالين از بين مي برد. ( 1 ميلي مول در ليتر )که آن وابسته به روش انجامش دارد . نتايج اين تحقيق نشان از عملکرد پوررين از طريق غشاي داخلي وابسته به سيستم نيتريک اکسايد است .وATPحساس به کانال هاي پتاسيمي(158) .در مطا لعات ديگر نيز نشان داده پوررين اثر کاهنده در انقباظ حلقه اي شرياني بوسيله القاء فنيل افرين در رت ها ايجاد مي کند . نکته قابل توجه اينکه پوررين اثر زيادي بر ضد گرفتگي هاي شرياني دارد.(159)
ضد کم خوني
تاثير پيوررين در محافظت از سيستم قلبي عروقي در مقابل کم خوني و تزريق خون در آزمايشگاه و در خارج از آزمايشگاه به طور وسيعي مورد بررسي قرار گرفته است . قلب موش هاي رادر مقابل کم خوني به مدت 30 دقيقه قرار داديم و به دنبال آن تا 120 دقيقه . پيورارين تاثير منفي بر انقباظ قلب داشت در يک دوز مورد نظر . (50 اکي والان در 24 ميلي مول . )(160)
تاثير در سيستم مغزي عروقي
ضربه يکي از عوامل ايجاد ديابت است و يکي از مهمترين علل مرگ در سرتاسر جهان مي باشد(176) . تزريق و تجويز پيوررين در چين يکي از متداول ترين درمانها در درمان کم خوني هاي حاد مي باشد . در چندين مدل حيواني و کشت سلولي نشان داده شده است که در اختلالات مغزي پيورين به عنوان يک محافظ عصبي عمل مي کند . (177و186)
تاثير انبساطي بر عروق مغز
انقباظ عروق مغزي مايع سد بين مغزي خوني را کاهش مي دهد .و فزايش مي دهد عروق خوني مغري را در بخش جلويي و مياني . اين تاثيرات در 5 دقيقه شروع مي شد و نهايتا به 30 دقيقه مي رسيد .و براي 80 تا 90 دقيقه هم ثابت مي ماند بعد از استفاده از پوررين . تغييرات رو به کاهش بود اما آنقدر نبود که تغيير قابل ملاحظه اي در دياستول و سيستول قلبي ايجاد کند (175) نتيجه اينکه فوايد پوررين در بهبود چرخه خوني مغزي نشان داده شده است که مي تواند در جهت کمک به بهبود سر در د و ميگرن نيز مفيد باشد .
تاثير آنتي آپوپتوزي
وقتي اسکمياي مغزي رخ مي دهد خون رساني به مغز قطع مي شود . سلولهاي مغزي اکسيژن و گلوکز لازم براي فرايند مغزي نداشته و يک اتفاق پاتولوژيک که همان آسيب و مرگ مغزي است رخ مي دهد .(176)
اين اسکيميا به شکل آبشاري سطح کلسيم داخل سلولي را بالا مي برد و سلو ل دچار مسموميت مي شود . شيوع افسردگي ، توليد راديکال هاي آزاد باعث التهاب و نهايتاآپوپتوزمي شود . (177) در چندين مطالعات آزمايشگاهي محافظت عصبي پيوررين در مقابل اسکيميا و اسکيميايي که منجر به القاء آپوپتوز مي شود اثبات شده است .(186،192،193و195)
تاثير بر ديابت
اخيرا کنترل و در مان ديابت و عوارض ناشي از آن در نظر دارو سازها با اهميت شده ريشه کودزو در درمان و مديريت بيماري ديابت به شکل سنتي براي هزاران سال است که رواج دارد و شاهد اين ماجرا تجمع مقدار زيادي از ايزو فلاونيد ها به ويژه پيوررين که تاثير به سزاي در درمان ديابت دارد که در انواعي از مد لهاي حيواني اشاره شده است . (197و198)
کدزو در متابوليسم ليپيد
اثرات کدزو بر متابوليسم ليپيد در حيوانات و انسان ارزيابي شده است . در رت هاي تغذيه شده با رژيم پرچرب، کدزوباعث کاهش تري گلسيريد سرم مي شود. تري گلسيريد ذخيره شده در کبد و ماهيچه به طور مشخصي کاهش مي يابد و چربي کبدي (کبد چرب) بوسيله کدزو پيشگيري مي شود.علاوه بر فعاليت کدزو در رت هاي چاق و ديابتي ، اين ماده باعث کاهش 1FFA سرم در رت هاي سالم هم مي شود . به تازگي کدزو به عنوان يک کاهنده کلسترول نيز معرفي شده است . در اثر ثبت شده درماني براي کدزو اينگونه است که اين ماده قادر به کاهش تري گليسريد حدود 35 % و 22 % ، کلسترول سرم 29 % و 16 % و LDL-C 25 % و 20 % در نمونه هاي مبتلا به چربي خون مي باشد . (213)
دستگاه تناسلي نر
آناتومي دستگاه توليد مثل موش صحرايي نر
دستگاه توليد مثل موش صحرائي نر شامل دو بيضه1 دواپيديديم2 ، دو مجراي وازودفران3 و غدد ضميمه كه شامل غده پروستات4، كيسه‌هاي مني5 ،غدد كوپر6 و همچنين پنيس7 مي باشد(174).
بيضه
بيضه ها سفيد رنگ و بيضي شكل هستند كه در موش صحرايي در روز سي ام پس از تولد به كيسه بيضه1 فرستاده شده و در خارج از حوزه شكم قرار مي گيرند(205).
پوست چين خورده و روي هر كيسه را پوشانده است، اما آنها به صورت مجزا هستند و توسط مجراي مغبني2به حفره شكمي متصل مي شوند(174).هر بيضه از تعداد زيادي لوله اسپرم ساز3 تشكيل شده كه با اپي تليوم خاص مفروش شده است و مسئول توليد اسپرم مي باشد. اپي تليوم لوله اسپرم ساز داراي دو نوع سلول مي باشد:
1-سلولهاي ژرمينال
2-سلولهاي سوماتيك
سلولهاي ژرمينال در قسمتهاي مختلف از قاعده لوله تا لومن دريافت مي شوند و با سيتو پلاسم سلولهاي سوماتيك احاطه مي شوند سيتوپلاسم سلول سوماتيك از قاعده اپي‌تليوم تا لومن كشيده شده است اتصالات محكم بين سلولهاي سوماتيك سدخوني- بيضه اي را تشكيل مي دهد كه به حفاظت سلولهاي ژرمينال در برابر مواد شيميايي مضر خون كمك مي كندو لوله هاي اسپرم ساز در يك بافت پيوندي سست كه غني از رگهاي خوني و لنفاوي، اعصاب و zسلولهاي لايديگ مي باشد قرار گرفته اند. لوله هاي اسپرم ساز سلولهاي توليد مثلي نر يعني اسپرماتوزوئيدها و سلولهاي لايديگ، آندروژن هاي بيضوي را توليد مي كنند.
اپيديديم
از به هم پيوستن مجاري ريز آوران در بيضه، مجراي واحدي بنام اپيديديم ايجاد مي گردد مجراي مذكور با دارا بودن طول زياد، پيچ خوردگي هاي متعددي ايجاد نموده و به صورت فشرده درسرتاسر سطح خلفي بيضه قرار مي گيرد(2). به هر يك از بيضه ها يك اپيديم متصل است اسپرم ها پس ازخروج از بيضه وارد آن‌شده ودر آنجا ذخيره مي‌گردند اسپرم‌ها دراين محل، بلوغ يافته‌و قدرت تحرك پيدا مي‌كنند (174و205).
وازودفران
پس از اپيديديم مجراي وازودفران قرار دارد كه در گردن مثانه نزديك به محل شروع ميزراه باز مي‌شود (174و205).
اين مجرا به كيسه مني ارتباط يافته و از محل ارتباط ذكر شده مجراي باريكي در هر طرف به نام مجراي انزالي به ميز راه وارد مي‌گردد (2).
كيسه هاي مني
اين اندام ها در موش صحرايي بزرگ، انحنا دار و كيسه اي شكل مي‌باشند و انتهاي مجراي وابران به آنها متصل مي‌شود. كيسه هاي مني مايعي زرد رنگ و چسبنده حاوي مواد فعال كننده اسپرماتوزوئيدها مثل فروكتوز، سيترات، اينوزيتول،پروستاگلاندينها و برخي پروتئين هاي ديگر را ترشح مي‌كنند.
درخميدگي داخلي اين كيسه، غدد منعقدكننده وجوددارند كه در موقع انزال ترشح ان باعث منعقد شدن مايع اسپرمي در مهبل جانورماده مي‌گردد به اين ترتيب درپوش مهبلي 1 ايجاد مي‌شود اين درپوش از برگشت اسپرم به خارج جلوگيري مي‌كند(2).
غده پروستات
غده اي بزرگ و چند لوبي است كه در سطوح پشتي و شكمي ميزراه قرار داشته وترشحات خود را به آن وارد مي‌كند(2). پروستات ترشحات شيري رنگي توليد مي‌كند كه به حركت اسپروماتوزوئيدها كمك مي‌نمايد(174).
غدد كوپر:
غددكوپر يا پيازي-ميزراهي در مسير ميزراه ديده مي‌شوند كه در محل اتصال عضلات وابسته به پنيس قرار دارند و ترشحات خود را به آن وارد مي‌كنند(2). اين غدد داراي ترشح موكوسي هستند(174).
پنيس
پنيس در غلافي از پوست به نام پرپوس2 قرار دارد در نزديكي نوك پنيس غددپرپوتيال3 وجود دارند(205).
اطراف پنيس توده اي از بافت پيوندي اسفنجي به نام جسم اسفنجي 4 قرار دارد در هنگام جفت گيري اين بافت پرخون مي‌شود(206).
اسپرماتوژنز
اسپرماتوژنز در موش صحرايي فرآيند تدريجي تبديل سلول هاي ژرمينال به اسپرماتوزوئيدها در طول يک دوره ي 53-48 روزه مي باشد(61).
توليد اسپرم در درون لوله هاي اسپرم ساز صورت مي گيرد.اين لوله ها جهت توليد اسپرم تخصص يافته اند که شامل سلول هاي اطراف لوله اي5،غشاء پايه،اپيتليوم ژرمينال،سلول هاي زاياي در حال رشدوسلول هاي پشتيبان6 مي باشند.
اسپرماتوژنز يک مکانيسم پيچيده تمايز سلولي است که داراي سه مرحله شامل تکثير

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید