بين کارکنان ( ولتز ونيهوف، 1996) کاهش هزينه (بولينو و همکاران، 2003)، کاهش ضايعات (هودسون، 2002)، کارايي سازماني (پادساکف و مک کنزي، 1997)، کاهش رفتارهاي انحرافي کارکنان (اسچيپمن و آزارت، 2008)، اثر بخشي سازماني (خالد و علي، 2005)، وجود دارد. علاوه بر اين، پژوهشها حاکي از آن است که تحقق ابعاد رفتار شهروندي سازماني، افزايش خودپنداري مثبت شخص ( پينر و همکاران، 1997) ارتقاء روابط مثبت در ميان کارکنان، فراهم کردن انعطاف لازم براي ابداع و نوآوري، کمک به استفاده اثر بخش از منابع کمياب (اسميت و همکاران 1983، آکويتو 1995)، سهيم شدن در مسئوليت سنگين ناظران، بهبود خدمت مشتري (نت مي ير و همکاران، 1997)، حفظ تعادل دروني سازمان ( کيميري و همکاران، 1996)، و بهبود بهره وري، عملکرد و اثر بخشي سازماني (کارامبايا، 1989، پادساکف و همکاران 1997، والز و نيهاف، 1996) را به دنبال دارد. بنابراين رفتار شهروندي سازماني به عنوان يک وضعيت مطلوب ديده مي شود زيرا چنين رفتاري از يک طرف منابع موجود و در دسترس را افزايش مي دهد و از طرف ديگر نياز به مکانيزم هاي کنترل رسمي و پرهزينه را مي کاهد ( بيکتون و همکاران، 2007؛ به نقل از عباسپور، 1385).
2-21- ارتباط هوش فرهنگي و رفتار شهروندي
در زمينه موضوعات هوش فرهنگي و رفتار شهروندي سازماني، پژوهشهاي گسترده و گوناگوني در كشورهاي مختلف به انجام رسيده است. در زمينه ارتباط آنها با ساير علوم نيز پيشينة پژوهشي بسياري را مي‌توان يافت. اما در زمينة رابطه بين هوش فرهنگي و رفتار شهروندي سازماني، تحقيقات زيادي صورت نگرفته و تا زمان انجام اين پژوهش، موارد انگشت شماري توسط پژوهشگران شناسايي شده است.
يكي از اين موارد محدود، تحقيقي است كه در كشور تركيه انجام شده است. اين تحقيق در جامعه‌اي با حجم 57 نفر از مديران صنايع به انجام رسيده است. نتايج به دست آمده از اين پژوهش نشان مي‌دهد هوش فرهنگي ارتباط معناداري با رفتار شهروندي دارد. اين سه بُعد رفتار شهروندي عبارتند از عبارتند از: ديانت، فضيلت مدني و نوع‌دوستي. البته، ساير محققان ارتباط بين رفتار شهروندي سازمان را با ديگر موضوعات مشابه و يا معلول مانند هوش هيجاني، بررسي كرده‌اند(ارلي و پترشون، 2010).
در اين بين، “ابوالانيان” (2007) رابطة ميان هوش فرهنگي و رفتار شهروندي سازماني را در بين 164 كارمند بخش خدمات بررسي نموده است. نتايج به دست آمده از اين پژوهش نشان مي‌دهد عنصر شناختي، عنصر رواني و انگيزشي و عنصر فيزيکي و رفتاري به عنوان سه متغير هوش فرهنگي بسيار تأثيرگذار بر رفتار شهروندي سازماني است، به گونه‌اي كه هر چه ميزان متغير هاي مربوطه بالاتر باشد، رفتار شهروندي كاركنان بيشتر مشاهده مي‌شود(همان منبع، 2010).
ويتينگ تون و همكارانش” (2009) معتقدند كاركناني كه براي رهبري تحول‌آفرين كار مي‌كنند، اغلب فراتر از وظايف رسمي براي منفعت رساندن به سازمان انگيزش پيدا مي‌كنند. در ضمن، چنانچه رهبران، روابط نزديك، صميمانه، حمايتي و توسعه‌يافته را پرورش دهند، كاركنان براي درگير شدن در سطوح بالاي رفتار شهروندي و هوش فرهنگي تمايل خواهند داشت(آنگ و همکاران، 2009).
2-22 تحقيقات انجام شده در داخل و خارج از کشور:
2-22-1 تحقيقات انجام شده در داخل کشور:
1- فياضي درتحقيق انجام داده در سال 1385 به اين نتيجه رسيد كه امروزه اكثر سازمانها و افراد، هوش فرهنگي را يك مزيت رقابتي و قابليت استراتژيك ميدانند و در محيط و بازار جهاني، هوش فرهنگي، اهرم مورد نياز رهبران و مديران تلقي ميشود.
2- هاديزاده مقدم و حسيني در تحقيق انجام داده در سال 1386 معتقدند كه در مجموع بين هوش فرهنگي و هم چنين ابعاد شناختي، انگيزشي و رفتاري و اثربخشي گروهي، رابطهي معني داري وجود دارد.
3- عباسعليزاده در تحقيق انجام دا ده در سال 1387 بر اين باور است كه هوش فرهنگي و هر كدام از مؤلفه هاي فراشناختي، شناختي، انگيزشي و رفتاري، تأثير مثبتي بر روي انگيزهي توفيقطلبي مديران دارند.
4- كاظمي در تحقيق انجام داده در سال 1387 به اين نتيجه رسيد كه بين هوش فرهنگي و ابعاد آن (فراشناختي، شناختي، انگيزشي و رفتاري و عملكرد، ارتباط معني داري وجود دارد.
5- تسليمي و همكاران در تحقيق انجام داده در سال 1388 سه راهكار براي ارتقاء هوش فرهنگي فراشناختي شامل بازنگري دانش فرهنگي خود و در صورت لزوم تعامل با فرهنگهاي جديد، افزايش دقت هوشياري در تعاملات ميان فرهنگي و همچنين آموزش سبكهاي يادگيري، استدلال قياسي و نفس تفكر مطرح كردند.
6- مشبكي و تيزرو در تحقيق انجام داده در سال 1388 تحت عتوان بررسي ارتباط بين هوش فرهنگي و موفقيت رهبرات در کلاس جهاني به اين نتيجه رسيدند که هوش فرهنگي داراي رابطه مثبت و مستقيمي با موفقيت رهبران در كلاس جهاني است.
7- پرهيزگاري در تحقيق انجام داده در سال 1389 به اين نتيجه رسيد كه بين مؤلفه هاي فراشناختي و انگيزشي هوش فرهنگي با اثربخشي مديران رابطه ي معني داري وجود دار د . اين در حالي است كه بين مؤلفه هاي شناختي و رفتاري هوش فرهنگي با اثربخشي مديران، رابط ه ي معني دار تأييد نشد . يافته هاي د يگر تحقيق بيانگر آن است كه تفاوت معني داري بين هوش فرهنگي بر اساس سابقه ي خدمت وجود دارد ولي تفاوت هوش فرهنگي با رتبهي دانشگاهي مديران تأييد نشد.
تحقيقات انجام شده در خارج از کشور:
1- ون دريل در سال 2010 در پژوهش خود به بررسي، توسعه و سنجش كمي هوش فرهنگي به عنوان يك ساختار حياتي، در سطح سازماني مي پردازد. آنها معتقدند كه هوش فرهنگي سازماني رابطه مثبتي با اثربخشي سازماني و عملكرد سازماني دارد. با توجه به جديد بودن مفهوم هوش فرهنگي نتايج جستجو در مورد مطالعات انجام شده در كشور نشان داد
2- انگ و اينكپن در سال 2008 يك چارچوب مفهومي از هوش فرهنگي را در سطح شركت ها در قالب سه بعد ظرفيت هاي بين فرهنگي مديريتي، رقابتي و ساختاري ارائه دادند. اين محققان در قالب گويه هايي ابزارهايي را براي اندازه گيري اين ابعاد آن پيشنهاد كردند.
3- ون داين، انگ، كُه، تمپلر، يي نگ و چاندراسكار و تاي در سال 2007 در پژوهشي به اندازه گيري هوش فرهنگي و ميزان تاثير آن بر سازگاري، تصميم گيري، انطباق فرهنگي و عملكرد وظيفه اي پرداخته اند. نتايج اين تحقيق نشان داد كه ابعاد هوش فرهنگي با هر كدام از اين متغيرها ارتباط دارد و در واقع هوش فرهنگي به عنوان عامل پيش بيني كننده اين متغيرها معرفي شده است.
4- ايماي در سال 2007 به بررسي تأثير هوش فرهنگي بر اثربخشي مذاكره بين فرهنگي در ميان مذاكره كنندگان آمريكايي و آسياي غربي پرداخته است كه در آن هوش فرهنگي به عنوان عامل كليدي اثربخشي مذاكره بين فرهنگي معرفي شده است. همچنين تحليل هاي اكتشافي اين تحقيق نشان مي دهد كه بعد انگيزش هوش فرهنگي قدرت پيشگويي كنندگي قوي تري نسبت به ساير ابعاد داشته است.
5- پرادو در سال 2006 به بررسي رابطه هوش فرهنگي و عدم اطمينان محيطي دريافتي مديران 27 كشور از طريق شبكه وسيع جهاني اينترنت پرداخته است. يافته هاي حاصل از اين تحقيق نشان داد كه هوش فرهنگي اهميت و كاربرد بسيار زيادي در شناخت و ارزيابي عدم اطمينان تجاري بين المللي دارد.
6- ون داين در سال 2005 در تحقيقي ديگر در بين 338 دانشجوي بازرگاني رابطه بين شخصيت افراد و چهار عامل هوش فرهنگي را مورد بررسي قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند كه وجدان گرايي با بعد فرا شناختي هوش فرهنگي ارتباط معني داري دارد، شادابي و ثبات عاطفي با جنبه رفتاري هوش فرهنگي در ارتباط است،
فصل سوم
متدولوژي تحقيق
3-1- مقدمه
پژوهش عبارت است از فرايند جستجوي منظم براي مشخص كردن يك وضعيت نامعين (سرمد و ديگران،1381،22). هر پژوهش و پژوهشي با يك مسئله آغاز مي‌شود. مسئله پژوهش موجب ايجاد سوالهايي در ذهن محقق گرديده و به ارائه فرضيه يا فرضيه‌هاي منجر مي‌شود. وظيفه محقق اينست كه با گرداوري داده‌ها و اطلاعات از محيط، با استفاده از شيوه‌هاي علمي پس از تجزيه و تحليل داده‌ها، فرضيه‌ها را رد يا اثبات كرده و به سوالهاي پژوهش پاسخ دهد. هدف از انتخاب روش پژوهش اينست كه پژوهشگر مشخص نمايد كه چه شيوه و روشي را اتخاذ نمايد تا او را هر چه دقيق‌تر و آسان‌تر به پاسخهاي احتمالي برساند. در اين فصل به بررسي روش پژوهش به كار گرفته شده در اين پژوهش پرداخته مي‌شود كه شامل تشريح روش پژوهش، قلمروهاي پژوهش، ابزار پژوهش، روش نمونه‌گيري و تعيين اندازه‌ي نمونه، سنجش اعتبار و پايايي پژوهش و روش تحليل داده‌ها است.
3-2- روش تحقيق
“روش پژوهش” مجموعه‌اي از قواعد، ابزار و راههاي معتبر( قابل اطمينان) و نظام يافته براي بررسي واقعيتها، کشف مجهولها و دستيابي به راه حل مشکلها است (خاکي، 1388، 155).
پژوهش حاضر بر اساس روش و هدف به صورت زير دسته‌بندي مي‌شود.
3-2-1- طبقه‌بندي بر اساس روش
پژوهش بر حسب روش توصيفي، پيمايشي و همبستگي است. در پژوهش توصيفي به توصيف جزء به جزء يک موقعيت يا يک رشته شرايط مي‌پردازيم. پژوهش حاضر توصيفي است زيرا به جمع‌آوري اطلاعات براي آزمون فرضيه يا پاسخ به سوالهاي مربوط به وضعيت فعلي موضوع مورد مطالعه مي پردازد. يک مطالعه توصيفي چگونگي وضع موجود را تعيين و گزارش مي کند. اطلاعات توصيفي معمولا” از طريق پرسش‌نامه، مصاحبه و يا مشاهده جمع‌آوري مي‌شود(خاکي، 1388، 210).
اين پژوهش پيمايشي است زيرا درباره اينکه گروهي از مردم چه مي‌دانند، چه فکر مي کنند يا چه کاري انجام مي‌دهند پژوهش مي کنيم (همان منبع، 212).
اين پژوهش همبستگي است زيرابه دنبال رابطه بين دو متغير هستيم و اگر اين رابطه وجود دارد اندازه و حد آن چقدر است. پژوهش همبستگي هرگز يک رابطه علت و معلولي را روشن نمي‌کند، بلکه صرفا” وجود يک رابطه را توصيف مي‌کند(همان منبع، 219).
3-2-2- طبقه‌بندي بر اساس هدف
با توجه به اينکه هر پژوهش با يک مسئله و هدف خاص آغاز مي‌شود، بنابراين بر پايه ماهيت مسائل مطرح شده و هدفي که پژوهشگر در پژوهش خود دنبال مي‌کند، مي‌توان پژوهشها را طبقه‌بندي کرد.
انواع پژوهشها بر اساس هدف عبارتند از: بنيادي92، کاربردي93 روش پژوهش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردي است.
“هدف از پژوهش کاربردي بدست آوردن درک يا دانش لازم براي تعيين ابزاري است که به وسيله آن نيازي مشخص و شناخته شده بر طرف گردد. در اين نوع پژوهشها، هدف کشف دانش تازه‌اي است که کاربرد مشخصي را درباره‌ي فرآورده يا فرايندي در واقعيت دنبال مي کند” . به عبارتي ديگر پژوهش کاربردي تلاشي براي پاسخ دادن به يک معضل و مشکل علمي است که در دنياي واقعي وجود دارد( خاکي، 1388، 201).
بطور خلاصه مي‌توان گفت: در پژوهش حاضر به توصيف بررسي تاثير هوش فرهنگي بر رفتار شهروندي مديران شعب بانک ملت ايران پرداخته‌ايم و از روش توصيفي همبستگي استفاده شده است. که در دسته‌بندي پژوهشهاي همبستگي به دليل داشتن مدل علي- ارتباطي به روش مدل معادلات ساختاري انجام شده است، همچنين به لحاظ روش گردآوردي داده‌هاي پژوهش از نوع پيمايشي است و همچنين پژوهش حاضر از اين لحاظ که مديران عالي سازمان از نتايج اين پژوهش بهره ببرند کاربردي مي‌باشد.
3-4- جامعه‌ي آماري
جامعه‌ي آماري به كل افرادي گفته مي‌شود كه از جهات خاص مربوط به نقطه‌نظرهاي پژوهش داراي صفتهاي مشترك بوده و شامل نتايج پژوهش مورد نظر باشند محقق بايد قبل از آغاز كار پژوهش چارچوب جامعه‌ي آماري آن پژوهش را مشخص و روشن كند تا هم تكليف خودش معلوم باشد و هم بتواند آن را به سادگي به ديگران معرفي نمايد. جامعه‌ي آماري را جامعه هدف نيز

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید