است که نرمافزار مرتبط را به خوبي ارزيابي کند و سازمان را در جهت تشديد نقاط قوت و کاهش نقاط ضعف ياري رساند. اين شاخصها، عملکرد نرمافزارهاي سيستم مديريت فرآيند کسبوکار را بهينه ميسازد.
در تحقيق حاضر با جمعآوري شاخصهاي مورد نياز مدلي جهت ارزيابي يک سيستم مديريت فرآيند کسبوکار ارائه شده است که مديران ميتوانند با کمک از اين شاخصها سيستمهاي کاراتري براي سازمان خود خريداري و پيادهسازي کنند. در طي سالهاي گذشته، BPM مورد اهميت قرار گرفته است؛ اما، توجه به معيارهاي ارزيابي عملکرد اين سيستمها باعث بهبود هرچه بيشتر آنها شده و توجه متخصصين اين امر را بيشتر جلب ميکند.
بهکارگيري مدل شبکههاي عصبي به عنوان يک مدل فراابتکاري، نويد بخش نتايج قابل توجهي است. اين مسئله، مؤيد اهميت نقش اندازهگيري انتظارات سازمانها و صنايع، از کارايي سيستمهاي مديريت فرآيند کسبوکار است. با بهکارگيري شبکههاي عصبي در پيشبيني روند رو به توسعهي سازمانها در مييابيم، هر چه، ميزان اطلاعات ورودي بيشتر باشد؛ مدل، جواب بهتري خواهد داد. همچنين، اين نتايج، برمزيت شبکههاي عصبي به عنوان يک ابزار قدرتمند در تحليل اطلاعات غيرخطي تأکيد دارد. . بنابراين، استفاده از روشهاي جديد، همچون شبکههاي عصبي مصنوعي، گامي بزرگ جهت دستيابي به نتايج بهتر در پيشبيني رفتار توابع مختلف است. شبکههاي عصبي مصنوعي، با استفاده از اطلاعات بيشتر، به طور محسوسي، قادر به پيشبيني خروجي هستند و چون، عملکرد شبکههاي عصبي مصنوعي در ميزان کارآمدي نرمافزار مطلوب است؛ شبکهها، ميتوانند در شرايط عدم وجود اطلاعات کافي، راهکار مناسبتري نسبت به کاربرد روشهاي تجربي باشند.
ما با انتخاب چندين نرمافزار مختلف و بررسي قابليتهاي آنها، درجهي اهميت مديريت فرآيند کسبوکار را در کشورهاي ديگر مورد توجه قرار داديم، لذا در کشور ما، به دليل توسعهي روزافزون، صنايع و کسبوکارها نياز بيشتري در زمينهي مديريت فرآيند کسبوکار احساس ميشود. با استقرار نرمافزارهاي مرتبط و ارزيابي عملکرد آنها از طريق شاخصهاي ذکر شده، ميتوان جهشي پيروزمندانه در جهت سطح تعالي کشور برداشت. به باور ما، اين شکاف در دانش بايد مورد توجه قرار گيرد تا سازمانهاي ايراني نيز، بتوانند همپاي سازمانهاي بينالمللي به رقابت بپردازند.
5-2- پيشنهادها
به مطالعاتي که قصد دارند مسير اين پاياننامه را ادامه دهند، پيشنهاد ميشود که با استفاده از روشهاي کمي کردن و وزندهي به شاخصها، مدلي جهت اولويتبندي نرمافزارها به کمک روشهاي تصميمگيري چندمعياره ارائه دهند و نرمافزارهاي مورد بررسي را به ترتيب تواناييها و قابليتهايشان معرفي نمايند.
طبق مطالب ذکر شده، حدود 650 شاخص جمعآوري شده که ميتوان به کمک شبکههاي عصبي از الگوريتمهاي فراابتکاري، مهمترين شاخصها را استخراج کرد و در مطالعات بعدي بر روي آنها متمرکز شد.
همچنين ممکن است شاخصهاي مورد استفاده در صنايع مختلف متفاوت باشد. بنابراين، با استخراج شاخصهاي مورد نياز در صنايع مختلف، ميتوان آنها را رتبهدهي کرد و مشخص نمود که کدام شاخص در کدام صنعت از اهميت بيشتري برخوردار است. همين طور در سازمانهاي خدماتي و توليدي نيز اين تفاوت به چشم ميآيد و قابل بررسي در مطالعات آتي ميباشد.
با رشد مديريت فرآيند کسبوکار در دنيا و پي بردن به مزايا و منافع اين سيستم در رقابت بين سازمانهاي پويا، اهميت اين مسئله در کشور ما نيز بيش از گذشته مورد توجه قرار گرفته و سازمانهايي با استفاده از BPMSهاي غير بومي به بهبود سازمانها ميپردازند. پيشنهاد ما بررسي اين نرمافزارهاي بومي شده در کشور است. در واقع ميتوان طبق اين شاخصها نرمافزارهاي بومي شده را نيز مورد سنجش و توسعه قرار داد.
با ايجاد رويکرد الگوريتمهاي فراابتکاري در جهت بهينهسازي خروجيها در سازمانها، ميتوان به اهميت روش شبکه عصبي مصنوعي در انجام چنين پژوهشهايي دست يافت. بنابراين، ميتوان با کمک استفاده از الگوريتمهاي شبکه عصبي مصنوعي به شاخصهاي اين پژوهش وزندهي نمود و در جهت استفاده از مدل ارائه شده در اين طرح گامي رو به جلو براي انتخاب بهترين نرمافزار برداشت.
از طرفي ديگر، ميتوان به نقش مديريت استراتژيک در سازمانها اشاره کرد و اهميت برنامههاي استراتژيک در اين نرمافزارها را مورد تحليل و بررسي قرار داد.
ضمائم
زبان استاندارد BPMN
نمودار فرآيند کسبوکار، از مجموعه عناصر گرافيکي تشکيل شده است، که رسم دياگرام‌هاي ساده و قابل فهم را ممکن مي‌سازد. براي سادگي بيشتر، عناصر گرافيکي بهگونه‌اي انتخاب شده‌اند، که بيشتر تجزيه و تحليل‌کنندگان با آن‌ها آشنا باشند. به عنوان مثال از نماد لوزي براي نمايش تصميم‌گيري‌ها و از نماد مستطيل جهت نشان دادن فعاليت‌ها استفاده شده است. گروه توسعهدهندهي BPMN، به دنبال يافتن مکانيزمي آسان براي مدلسازي پيچيدگي‌هاي ذاتي موجود در فرآيندهاي کسبوکار بودند و به منظور فراهم کردن اين هدف، از روش سازمان‌دهي علائم استفاده کردند. بدين ترتيب که علائم گرافيکي را به مقوله‌‌هاي مشخصي تقسيم‌بندي نمودند. با دانستن مجموعه‌اي کوچک از گروه‌هاي عناصر، کاربر با مشاهده‌ي يک BPD ميتواند به سهولت عناصر اصلي و مقدماتي را تشخيص داده و نمودار را درک کند. شکل‌ها و اطلاعات اضافي مي‌توانند بدون ايجاد تغيير عمده‌اي به نمودار اوليه اضافه شوند و بدين ترتيب پيچيدگي‌هاي موجود در فرآيند را به نمايش درآورند. در ادامه چهار گروه اصلي تشکيل‌دهنده‌ي يک نمودار BPD را بررسي خواهيم کرد.
1. اشياء جريان70
سه عنصر کليدي و هسته‌اي در يک BPD وجود دارد که در زمره‌ي اشياء جريان قرار مي‌گيرند. اين سه عنصر عبارتند از رخداد71، فعاليت72 و راه ورود و خروج يا دروازه73. توضيحات مربوط به اين سه شئ در جدول زير آورده شده ‌است.
رديف
نام
نماد
توضيحات
1
Event
(رخداد)
پيشامدي که در طي يک فرآيند کسبوکار روي‌ مي‌دهد و بر جريان فرآيند تأثير مي‌گذارد و معمولاً داراي يک علت يا عامل يا يک اثر يا نتيجه مي‌باشد. رخدادها برحسب زمان تأثير بر فرآيند به سه گروه Start، Intermediate و End تقسيم (شکلها از چپ به راست) مي‌شوند.
2
Activity
(فعاليت)
واژه‌اي عمومي براي کاري که شرکت انجام مي‌دهد که مي‌تواند بهصورت atomic ياnonatomic (مرکب، compound) باشد و داراي دو نوع Task و Sub-Process است که در حالت دوم از نماد + در مرکز و پايين مستطيل استفاده مي‌شود.
3
Gateway
(راه ورود و خروج)
در جريان توالي (Sequence Flow) بهکار مي‌رود تا واگرايي يا همگرايي را نشان دهد و تصميم‌گيري‌ (decision)، منشعب شدن (forking)، ترکيب شدن (merging) و بهم پيوستن (joining) مسيرها را مشخص مي‌کند.
2. اشياء ارتباط دهنده74
اشياء ارتباط دهنده براي پيوند دادن اشياء جريان در يک BPD بهکار مي‌روند تا ساختار شماتيک فرآيند تجاري را نمايش دهند. سه نوع شئ پيوند دهنده عبارتند از: جريان توالي75، جريان پيغام76، پيوند77 که در جدول زير تشريح شده‌اند.
براي مدلسازاني که به‌دنبال مدل‌هايي با سطح دقت پايين (بهمنظور اهداف مستندسازي يا برقراري ارتباط) مي‌باشند، دو گروه عناصر ذکر شده در بالا، يعني اشياء جريان و اشياء ارتباط دهنده، کفايت مي‌کنند. ليکن در شرايطي که دقت بيشتري مورد نياز است تا مدل‌ها مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند و يا قرار است که آن‌ها با BPMS مديريت شوند، جزئيات اضافي مي‌تواند به اين عناصر اضافه شود. با استفاد از برخي علائم و نشانه‌ها که در داخل اين عناصر به نمايش در مي‌آيد امکان انتقال اطلاعات بيشتر فراهم مي‌آيد. بهعنوان نمونه در داخل يک رخداد مي‌توان از نشانه‌هاي پيغام، تايمر، قانون و … استفاده نمود تا وضعيت مربوطه را نشان داد. انواع اشياء ارتباطدهنده عبارتند از:
رديف
نام
نماد
توضيحات
1
Sequence Flow
(جريان توالي)
جهت نمايش ترتيب و توالي انجام فعاليت‌ها در يک فرآيند بهکار مي‌رود.
2
Message Flow
(جريان پيغام)
براي نمايش جريان پيغام‌ها بين دو شريک فرآيند (Process Participants) به کار مي‌رود. شرکا، که در واقع موجوديت‌ها يا نقش‌هاي مختلف در کسبوکار مي‌باشند، پيغام‌ها را ارسال و دريافت مي‌کنند. (در BPMN با دو Pool جداگانه مي‌توان دو شريک را نمايش داد.)
3
Association
(پيوند)
براي پيوند دادن داده‌ها، متن، و ساير Artifactها (مصنوعات) با اشياء جريان بهکار مي‌رود که براي نمايش ورودي‌ها و خروجي‌هاي فعاليت‌ها از اين شئ استفاده مي‌شود.
3. خطوط شناوري يا مسيرهاي جريان78
بسياري از متدولوژي‌هاي مدلسازي موجود از مفهوم Swimlanes، براي سازمان‌دهي فعاليت‌ها در گروه‌ها استفاده مي‌کنند. اين نشان گرافيکي براي جداکردن مسئوليت‌ها يا توانايي‌هاي کارکردي مختلف مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در يک BPD، خطوط شناوري به دو صورت مختلف قابل ارائه هستند: Pool و Lane (خط سير). در جدول زير نماد اين دو عنصر و ويژگي‌هايشان آورده‌ شده است.
* Pool، در شرايطي استفاده مي‌شود که دياگرام شامل دو شريک يا موجوديت کسبوکار باشد که از لحاظ گرافيکي اين دو شريک در نمودار از هم جدا مي‌باشند. فعاليت‌هايي که در درون Poolهاي جداگانه رسم مي‌شود، فرآيندهاي مستقل محسوب مي‌شوند. لذا خطوط Sequence Flow، مرز يک Pool را قطع نمي‌کند. در عين حال Message Flow بهعنوان روشي براي نمايش ارتباط بين شرکا مي‌باشد و در نتيجه براي برقراري ارتباط بين دو Pool مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
* Lane، در مقايسه با Pool، بيشتر به خطوط شناوري موجود در متدولوژي‌هاي قديمي‌ نزديک است. در حقيقت Lane براي جداکردن فعاليت‌هايي که به يک نقش يا واحد خاص در شرکت مربوط مي‌شوند، بهکار مي‌رود. Sequence Flow، مي‌تواند مرز بين Laneهاي درون يک Pool را قطع کند، ليکن Message Flow نمي‌تواند بين اشياء جريان درون Laneهاي موجود در يک ‌Pool مورد استفاده قرار گيرد. انواع Swimlane يا اشياء خطوط شناوري:
رديف
نام
نماد
توضيحات
1
Pool
جهت نمايش يک شريک در فرآيند بهکار مي‌رود. جعبه‌اي گرافيکي است براي جداکردن فعاليت‌ها از ساير Pool ها.
2
Lane
(مسير يا خط سير)
زيرقسمتي در درون يک Pool است که باعث افزايش افقي يا عمودي در طول آن مي‌شود و در سازما‌ن‌دهي فعاليت‌ها و طبقه‌بندي آن‌ها بهکار مي‌رود.
4. مصنوعات79
BPMN، انعطاف‌پذير است و بهگونه‌اي طراحي شده که به مدلسازان اجازه مي‌دهد در شرايط خاص، مانند بازارهاي عمودي (مثل بيمه، بانک، …)، notation مقدماتي را گسترش دهند. لذا، تا جايي که شرايط مورد نظر ايجاب کند، به تعداد دلخواه Artifact مي‌توان به يک نمودار اضافه نمود. نسخه فعلي BPMN سه نوع Artifact را از پيش تعريف نموده است که در جدول زير شرح داده شده‌اند. مدلسازان مي‌توانند انواع Artifactها را، براي انتقال جزئيات بيشتر در مورد نحوه‌ي انجام فرآيند (غالباً براي نمايش ورودي‌ و خروجي‌ فعاليت‌ها) ايجاد کنند؛ با اين وجود ساختار ابتدايي فرآيند در نمودار (به همان صورتي که با Activityها، Gatewayها و Sequence Flowها تعريف شده است) تغييري نخواهد کرد. انواع مصنوعات:
رديف
نام
نماد
توضيحات
1
Data Object
(شئ داده‌ها)
براي نمايش چگونگي درخواست شدن يا توليد شدن داده‌ها و اطلاعات توسط فعاليت‌ها بهکار مي‌رود و با Association به فعاليت‌ها پيوند داده مي‌شود.
2
Group
(گروه)
گروه‌بندي مي‌تواند براي اهداف تجزيهوتحليل و يا مستند سازي مورد استفاده قرار گيرد، علي رغم اين که تأثيري بر Sequence Flow نخواهد

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید