نظر ميگيرد:
• زماني که فرآيند آمادهي اجرا است،
• زماني که فرآيند آغاز ميشود،
• زماني که فرآيند تکميل ميشود.
با استفاده از اطلاعات جمع آوري شده، ابزار شبيهسازي ميتواند زمان انتظار متوسط براي هر وظيفه را محاسبه نمايد، چرا که در شناسايي تنگناها و گلوگاههاي فرآيند مثمر ثمر ميباشد.. در واقع، اگر ??زمان انتظار فرآيندي بسيار بالا بود، به اين معني است که گلوگاهي در سطح اين کار وجود دارد و تحليلگر پس از تشخيص آن تنگنا ميتواند اقدامات اصلاحي در جهت بهبود وضعيت موجود انجام دهد ]14[.
بنابراين قابليت شبيهسازي در سيستمهاي مديريت فرآيند کسبوکار، شامل شاخصهايي از جمله: جنبههاي بصري، کارايي، تستپذيري، امکانات آزمايش و امکانات آماري است. جدول 3-2 شاخصهاي شبيهسازي فرآيند کسبوکار را نشان ميدهد:
جدول 3-2- شاخصهاي شبيهسازي فرآيند کسبوکار
2
قابليت شبيهسازي فرآيند
2-1
جنبههاي بصري
2-1-1
انيميشن
2-1-2
نوع انيميشن
2-1-3
انيميشن با ساعت بصري
2-1-4
بيانگري و کيفيت گرافيک
2-1-5
کتابخانه گرافيک
2-2
کارايي
2-2-1
پايداري
2-2-2
سطح جزئيات
2-2-3
قابليت استفاده مجدد مدل
2-2-4
قابليت اطمينان مدل
2-2-5
مقياس زماني براي مدلسازي
2-2-6
قابليت زنجيري شدن مدل (ارتباط خروجي ها از مدلهاي مختلف)
2-2-7
روشهاي صفبندي (به نوبت پردازش کردن)
2-3
تستپذيري (قابليت تست و غلط زدايي مدل)
2-3-1
بررسيهاي منطقي
2-3-2
پيامهاي خطا
2-3-3
سهولت اشکالزدايي
2-3-4
رديابي فايلها
2-3-5
تابع پلکاني (رويداد به رويداد پريدن)
2-3-6
نمايش ديناميکي عناصر (ظرفيت، رويدادها، شرايط)
2-3-7
نمايش مسير گردش کار
2-4
امکانات آزمايش
2-4-1
نقاط انفصال
2-4-2
تنظيم سرعت
2-4-3
تعيين اتوماتيک مدت زمان اجرا
2-4-4
اجراي خودکاردستهاي
2-5
امکانات آماري
2-5-1
توزيعهاي آماري نظري
2-5-2
توزيعهاي تعريف شده توسط کاربر
2-5-3
جريان عدد تصادفي
2-5-4
تجزيهوتحليل دادههاي خروجي
2-5-5
کيفيت تسهيلات تجزيهوتحليل دادهها
2-5-6
اتصالات و جاسازي توزيع
2-5-7
فواصل اطمينان
2-5-8
دورهي آمادهسازي
3-2-3- قابليت پياده سازي فرآيند:
پيادهسازي و اجراي فرآيند يکي از مراحل چرخهي حيات مديريت فرآيند کسبوکار است. روشن است که پيادهسازي BPM، يک فرآيند پيچيده و دشوار است که به طور بالقوه ميتواند مزاياي زيادي براي شرکت هاي موفق ايجاد کند و براي آن دسته از سازمانهايي که موفق به پيادهسازي صحيح نميشوند، فاجعه بار خواهد بود ]46[.
جهت اجراي BPMدر سازمان، 7 عامل مورد توجه قرار ميگيرد، که اين 7 مورد عبارتند از:
* تعيين دامنه کسبوکار
* اهداف کسبوکار
* روشهاي انجام فرآيندها
* مهارت کارکنان
* ابزارهاي مورد استفاده
* سرمايهگذاريهاي مربوط به کسبوکار
* پشتيباني از سيستم
در پياده سازي BPMS ، معيارهاي مهم بايد مورد اهميت قرار گيرند. يک نمونه از پروژه به صورت آزمايشي مورد انتخاب شده و در صورت موفق بودن تست، در کل سازمان اجرا ميشود. اولين بار که سيستم در سازمان پيادهسازي ميشود يکي از مهمترين مراحل اجرا ميباشد. در اجراي سيستم مديريت فرآيند کسبوکار، سرمايهگذاري در آموزش و حمايت از آن نکات قابل توجهي هستند و همچنين، پيادهسازي، بايد شامل همهي ذينفعان فرآيندها شود و تغييرات محيطي آينده را در صدر چالشهاي پيش روي سازمان ببيند ]47،48[. بنابراين پيادهسازي سيستم مديريت فرآيند کسبوکار از اهميت بسيار زيادي برخوردار است و شاخصهاي مربوط به آن بايستي با دقت زيادي مورد بررسي قرار گيرند.
يکي از مهمترين معيارها هزينهي پيادهسازي است؛ چرا که استقرار سيستمهاي مديريت فرآيند کسبوکار از هزينهي بالايي برخوردار است. جدول 3-3- شاخصهاي پيادهسازي فرآيند کسبوکار را نشان ميدهد:
جدول 3-3- شاخصهاي پيادهسازي فرآيند کسبوکار
3
قابليت پيادهسازي فرآيند
3-1
پيادهسازي
3-2
تعداد شرکاي پياده سازي و/ يا مشاورين در فروش
3-3
تجربه فروشنده و/ يا شرکاي پيادهسازي
2-4
دانش بخش
3-5
روشهاي استفاده شده در پيادهسازي
3-6
هزينهي پيادهسازي
3-2-4- تجزيه وتحليل فرآيند:
ابزارهاي تجزيهوتحليل فرآيند کسبوکار37، ابزارهايي هستند که بهمنظور مستندسازي شيوههاي کار يک سازمان و يا ارائهي شرايط و نيازمنديهاي کسبوکار، بهمنظور بهبود فرآيند، طراحي مجدد، و يا اتوماسيون بهکار ميرود. اين ابزار توسط تحليلگران کسبوکار و مديران، يک محيط مشترک براي مدلسازي، طراحي و شبيهسازي فرآيندهاي کسبوکار ايجاد ميکند. به دليل پيچيدگي فرآيندها، به ويژه فرآيندهاي استراتژيک موجود در سازمان و حفظ و استفاده مجدد از مدلها براي بهبود مستمر فرآيندها، در کنار عناصر اطلاعات مربوط به آن، يک ابزار اختصاصي تجزيهوتحليل فرآيند کسبوکار ضروري است.
ابزارهاي تجزيهوتحليل، انعطافپذيري بيشتري براي کاربران کسبوکار ارائه ميدهند. علاوه براين، پردازش اطلاعات از طريق نمادها در نشانگذاري مدلسازي، طبقهبندي اطلاعات اعم از منابع انساني و منابع فيزيکي، اختيارات قانوني و مسائل و خطراتي که به وظايف فردي و فرآيندها مرتبط ميباشند را به تصوير ميکشد. ارائهي گزارش در ابزار تجزيهو تحليل اجازه ميدهد که جنبههاي مختلف از اطلاعات بازيابي شود و در قالب وب، به صورت الکترونيکي منتشر شود. در اين صورت، اطلاعات از طريق انواع رسانهها در ميان مديران، کارکنان و ذينفعان داخلي و خارجي مرتبط به اشتراک گذاشته ميشود]38،39[.
هنگام تجزيهوتحليل يک فرآيند کسبوکار، بايد توجه داشت که حتي يک فرآيند خوب نيز ميتواند بهتر شود. تجربه نشان ميدهد که در هر فرآيند کسبوکار، مهم نيست که چه ميزان بهبود صورت گرفته است؛ بلکه، مهم آن است که خطا و اشتباهي درآن وجود نداشته باشد. چرا که روزانه اشتباهات، حوادث و مراحل غيرضروري وجود دارد که يک فرآيند کسبوکار را تحت تأثير قرار دهد. تجزيهوتحليل، ريشهي اصلي توسعه و بهبود فرآيندهاي سازمان است که به تحليلگران براي شناسايي و درک علت ريشهي مشکلات و مسائلي که روند عملکرد فرآيند را کند ميسازد کمک ميکند.دو نمونه مهم از روشهاي تجزيهوتحليل، نمودار علت- معلول و نمودار چرا- چرا (نمودار درختي) است ]14[.
3-2-4-1- بهينهسازي:
بهينهسازي فرآيند، عملي است که باعث ايجاد تغييرات و تنظيماتي در يک فرآيند، به منظور بهبود بهرهوري و اثربخشي آن فرآيند ميشود] 45[.
3-2-4-2 مزاياي مشهود بهينهسازي فرآيندها عبارتند از ]49[:
* افزايش بهرهوري
* کاهش هزينههاي عملياتي
* کاهش منابع انسان و زمان
* کاهش تعداد کارکنان
* کاهش هزينههاي سربار
3-2-4-3- مزاياي نامشهود بهينهسازي فرآيندها عبارتند از ]49[:
* کاهش زمان انجام کار
* کاهش خطاها
* افزايش قابليت اطمينان
* بهبود تخصيص امکانات
* بهبود کنترل منابع
* بهبود برنامهريزي سازماني
* افزايش انعطافپذيري سازماني
* گسترش بهموقع اطلاعات
* افزايش کيفيت اطلاعات
* افزايش رضايت کارکنان
* بهبود تصميمگيري و تصميمسازي در سازمان
* افزايش رضايت مشتري
* بهبود تصوير سازمان در بازار
3-2-4-4- تکنيکهاي تجزيهوتحليل فرآيند کسبوکار:
* تصميمگيري در مورد دامنهي يک فرآيند و نقاط ادغام آن (وروديها و خروجيها در حوزهي کسبوکار و فنآوري اطلاعات)،
* مدلسازي جريان فرآيندها به کمک شناسايي کليهي فعاليتهاي درون آن و چگونگي همکاري آنها،
* تجزيهوتحليل و تعيين ظرفيت فعاليتها و شناسايي گلوگاهها در فرآيند، به عنوان يک کليت،
* ارائهي مراحل بازسازي هر فرآيند براي از بين بردن تک تک تنگناها،
* تجزيهوتحليل و بهينهسازي استفاده از منابع در هر فعاليت و در سراسر فرآيندها، به عنوان يک کليت.
با توجه به تکنيکهاي عنوان شده مشخص ميشود که در BPA، ميل به بهبود فرآيند با درک تکتک فعاليتها و چگونگي ارتباط يک فعاليت با فعاليت ديگر امکانپذير است ]50،51[. از جمله شاخصهاي مهم در تجزيهوتحليل فرآيندها، ميتوان به عملکرد دادهها، تجزيهوتحليل روند، بهينهسازي فرآيند، تجزيهوتحليل What-if، قابليت ارزيابي فرآيند، پشتيباني از نتيجه گيري، پشتيباني از تست مدل- زمان، پشتيباني از انواع دادههاي گذشته موجود براي تجزيهوتحليل (لاگهاي اجرايي، KPIهاي محاسبه شده، دادههاي برنامه، وضعيت زيرساخت IT) اشاره کرد (جدول 3-4).
جدول 3-4- شاخصهاي تجزيهوتحليل فرآيند کسبوکار
4
تجزيهوتحليل فرآيند
4-1
عملکرد دادهها
4-1-1
مدت زمان هر مرحله گردش کار
4-1-2
تعداد بازبينيها در هر مرحله گردش کار
4-2
تجزيهوتحليل روند
4-2-1
حجم فعاليت
4-2-2
نرخ بسته شدن کار
4-2-3
حجم کار عقب افتاده
4-2-4
مدت زمان کار عقب افتاده
4-2-5
مدت زمان کار
4-3
بهينهسازي فرآيند
4-3-1
شناسايي گلوگاهها
4-3-2
قابليت تشخيص گلوگاه ها در شبيهسازي
4-3-3
کوتاه شدن زمان چرخه فرآيند
4-3-4
پيکر بندي مجدد گردش کار به صورت خودکار بر اساس دادههاي تاريخي
4-3-5
تجزيهوتحليل پيشبيني شده از عملکرد گردش کار
4-3-6
تنظيم خودکار وظايف شرکتکنندگان به حذف گلوگاهها
4-3-7
تجزيهوتحليل مسير بحراني گردش کار
4-4
تجزيهوتحليل What-if
4-5
قابليت ارزيابي فرآيند
4-6
پشتيباني از نتيجهگيري
4-7
پشتيباني از تست مدل- زمان
4-8
پشتيباني از انواع دادههاي گذشته موجود براي تجزيهوتحليل (لاگهاي اجرايي، KPIهاي محاسبه شده، دادههاي برنامه، وضعيت زيرساخت IT).
3-2-5- فنآوري محصولات:
فنآوري اطلاعات به طور کلي، بهعنوان اصطلاحي پذيرفته شده که به طور سريع دامنهي گستردهاي از تجهيزات و کامپيوترها، ابزارها، ذخيرهسازي داده‌ها، ابزارهاي ارتباطات و شبکهاي، کاربردها و خدماتي را که توسط سازمانها استفاده ميشود، تا داده و اطلاعات و دانش را ايجاد کنند. نرمافزارهاي موجود در بازار به دليل بعد فنآوري اطلاعات، داراي زيرساختهاي فني هستند. مديريت فرآيند کسبوکار يک رويکرد فرآيند محور در ايجاد و توسعهي زيرساختهاي فني- تکنولوژيکي ارائه ميدهند. فنآوري موجود در سيستمهاي مديريت فرآيند کسبوکار از مجموعه اجزاء تکنولوژيکي تشکيل يافته است که از اهداف عملياتي سازمان پشتيباني ميکند]27[. در سيستمهاي مديريت فرآيند کسبوکار، يکي از مهمترين شاخصهاي فنآوري اطلاعات زبانهاي استاندارد آن است:
3-2-5-1- استانداردهاي BPM
استاندارد در لغت، به معناي معيار متعارف و مرسومي است که مورد پذيرش همگان قرار دارد. در مورد مديريت فرآيند کسبوکار نيز با چند استاندارد شناخته شده روبرو هستيم از جمله:
3-2-5-1-1- استانداردBPMN38
استانداردي براي ترسيم و توصيف فرآيندها بينBPMS هاي مختلف است] 5[. استانداردBPMN ، از نمودارهاي فرآيند کسبوکار39 تشکيل ميشود، که نموداري است براي ايجاد مدل گرافيکي در تمام مراحل عمليات فرآيند کسبوکار. اين نمودارها از نمادهايي ساخته ميشوند که بهراحتي توسط همهي کاربران کسبوکار از جمله تحليلگران، که پيشنويس اوليهي فرآيندها را آماده ميسازند و توسعهدهندگان فني که مسئول اجراي تکنولوژي هستند و در نهايت، مديران کسبوکار، که وظيفهي مديريت و نظارت بر فرآيندها را عهدهدار هستند؛ قابل درک است]43[.
ارتباط بين سطوح گوناگون و افراد مختلف درگير در فرآيندهاي کسبوکار، بهواسطه‌ي استاندارد BPMN قابل حل است. همچنينBPMN امکان نگاشت به يکي از زبان‌هاي اجرايي سيستم‌هاي مديريت فرآيندهاي کسبوکار مانند BPEL 40را نيز فراهم نموده است. بنابراين، BPMNپلي استاندارد براي فاصله‌ي بين طراحي و پياده‌سازي فرآيندهاي کسبوکار را فراهم مي‌سازد. اين استاندارد توسط سازمان

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید