دانشگاه ته
1-5-روش تحقيق
-1-6استخراج گويه ها
1-7-اهداف تحقيق
1-8مروري بر تحقيقات پيشين
فصل دوم
1-2-تاريخچه مفاهيم
2-2-دوره هاي ادبي
2-3-ظهور نويسنده هاي زن
2-4-. گام‌هاي اوليه
2-5-. هموار كردن راه
2-6- رهسپار راه‌هاي تازه
فصل سوم
1-3-ادبيات زنانه
2-3-زبان زنانه
3-3-زبان شناسي اجتماعي
4-3-تفاوتهاي زبان زنان و مردان
1-4-3رويکرد توصيفي نسبت به زبان زنان
2-4-3رويکرد توصيفي نسبت به زبان زنان
5-3-هلن سيکسو(Helen Cixous)
6-3-ژوليا کريستوا
7-3-تحليل گفتمان
1-7-3زبان شناسي
8-3-خاستگاه هاي نظري تحليل گفتمان
1-7-3زبان شناسي
2-8-3-ظهور نظريه توانش زباني چامسکي
3-8-3- نظريه کنش گفتاري
4-8-3- نظريه استنباطي گرايس
9-8-3 قوم نگاري گفتار
9-3نقد ادبي
1-9-3فرماليسم
2-9-3نشانه شناسي ،ساخت گرايي و ما بعدساخت گرايي
3-9-3-نقد سياسي
10-9-3 هرمنوتيک
-11-9-3ميشل فوکو
10-3-تحليل انتقادي گفتمان چيست ؟
11-3اهداف تحليل گفتمان
تحليل انتقادي گفتمان در علوم اجتماعي
3-12جنسيت و زبان
فصل چهارم
روش شناسي
1-4انتخاب آثار
2-4تکنيک هاي گرد آوري اطلاعات
3-4گويه هاي مورد استفاده
4-4-پرسشهاي پژوهش
فصل پنجم
5-1- مقدمه
5-2- مشخصات داستانهاي موردبررس
5-3-خلاصه اي از داستانها
5-3-1شازده احتجاب
5-3-2چراغها را من خاموش مي کنم
5-3-3نام ها و سايه ها
5-3-4-رمان سووشون:
گفتارزنان و مردان در ادبيات داستاني
-4-1-دشواژه يا تابوهاي زباني
داستان شازده احتجاب
5-4-3-سوو شون
-چراغها را من خاموش مي کنم
5-5-کاربرد ضرب المثل
5-5-1 شازده احتجاب
5-5-2-نام ها و سايه ها
5-5-3سو وشون
5-5-4چراغها را من خاموش مي کنم
5-6-قاعده کاهي سبکي
-6-1شازده احتجاب
شازده احتجاب1-9-5
2-9-5نام ها و سايه ها
سو وشون3-9-5
10-5قاعده کاهي گويشي
1-10-5شازده احتجاب
2-10-5نام ها و سايه ها
3-10-5سو وشون
4-10-5چراغها را من خاموش مي کنم
فصل ششم
1-6-پاسخ به سوالات پژوهش
2-6-نتيجه گيري
منابع اصلي انگليسي
منابع تکميلي انگليسي
منابع اصلي فارسي
منابع تکميلي فارسي
1-1 مقدمه :
با رشد و گسترش شاخه هاي مختلف رشته زبان شناسي و افزايش شواهد و مدارک زبان شناختي که انسان شناسان از نقاط مختلف جهان جمع آوري کردند ، تفاوتهاي زنان و مردان در استفاده از زبان کم کم مورد توجه قرار گرفت. اين مدارک و شواهد همگي بر اين نکته تاکيد داشتند که زنان و مردان زبان را به شيوه متفاوتي به کار مي گيرند. هر جنسي براي خود اصطلاحات ،واژه ها ،ممنوعيت ها ،تاکيدها و حتي اشکال نحوي خاصي را استعمال مي کند که جنس مخالف از آن پرهيز مي کند، گويي که هر جنسي گونهء زباني خاص خود را دارد. جامعه شناسي زبان 1 از رشته هايي است که کاربرد زبان را تحت تاثير متغيرهاي اجتماعي و از جمله جنسيت بررسي مي کند. اين رشته از جمله رشته هاي بين رشته اي2 است که حدود چهار دهه قدمت دارد و پيدايش آن به زمان تحقيقات لباو(1972)3 در آمريکا و ترادگيل4 در انگلستان (1980) بر مي گردد.زمينه اصلي تحقيقات لباو گوناگوني هاي زباني و توجيه آنها بر پايه متغيرهاي اجتماعي بود. در کنار اين مطالعات به تدريج جنبه هاي ديگر زبان که در ارتباط با عوامل اجتماعي،فرهنگي،سياسي وتاريخي بود مورد توجه و بررسي قرارگرفت (مدرسي1368:13).از ديدگاه زبان شناسان اجتماعي5 ،زبان يک واحد ثابت و بدون تغيير نيست که تنها با بررسي شکل انتزاعي آن بتوان به شناخت آن نائل شد (چنانچه در زبان شناسي زايشي چامسکي6 اين اتفاق مي افتد) اين دسته از محققان بيشتر از آنکه به زبان در شکل انتزاعي و ايده آل آن بپردازند،زبان را درسطح گفتار واقعي آنچه که در جامعه تحت تاثير متغير هايي چون جنسيت ،طبقه ،نژاد ،مذهب و.. شکل مي گيرد، بررسي مي کنند. در نتيجه اين تحقيقات مطالعات ديگري نظير تحليل گفتمان (و تحليل انتقادي گفتمان ) 7 شکل گرفتند. اين مطالعات نيز با پيش فرض بنيادي تاثير گذاري عوامل اجتماعي در زبان کار خود را آغاز مي کنندولي به واحدهاي زباني فراتر از جمله(متن) مي پردازد واين تاثير را تا آنجا ادامه مي دهند که زبان را بازنماي ساختارهاي اجتماعي که در آن توليد شده است مي دانند.
اصطلاح تحليل گفتمان براي اولين بار توسط زليک هريس 8( 1953) زبان شناس انگليسي به کار برده شد و در دهه نود توسط نورمن فرکلاف9(1992) به تحليل انتقادي گفتمان تبديل شده و به جايگاه شايسته خود دست يافت. تحليل انتقادي گفتمان يک قطعه زباني (اعم از گفتاري يا نوشتاري)را چون يک متن10 در نظر مي گيرد و براي تحليل اين متن به عوامل درون متن اکتفا نمي کند، بلکه با مطرح کردن تاثير عوامل خارج از متن 11به بررسي تاثير و بازنمايي ساختار ها ي اجتماعي- ساختارهايي که در بر دارنده سلطه اجتماعي هستند- در متن مورد نظرمي پردازد. سلطه اجتماعي ،فرايندي نيست كه در يك مقطع زماني خاص اتفاق بيافتد و تمام شود ، بلكه به صورت مدوام در جريان است و به علت همين سلطه آميز بودن آن هر لحظه بايد تكرار و تاكيد شود. تنوع روابط بشري وقرار گرفتن انسانها در موقعيت هاي گوناگون کمک مي کند که تناقض اين نظام سلطه آميز آشکار شود. (فر كلاف :1379؛112)در مقابل اين مقاومتها ؛ ساختار هاي سلطه آميز زبان مي كوشند تا در جريان مشروع سازي اعمال و تداوم سلطه در روابط زباني واجتماعي را پنهان كننند، روابطي كه در تاثير متقابل از يكديگر قرار دارند.
اين مشروع سازي تنها از طريق فرايند طبيعي سازي امور غير طبيعي وغير بديهي انجام مي شود.(همان) وكار تحليل انتقادي اين است كه اين تحريف واقعيات را نشان داده و روابط حاكم بر متن را آشكار كند.
اين رساله در حوزه زبان شناسي اجتماعي با استفاده از روش تحليل انتقادي گفتمان يا به اختصار (CDA)به بررسي تعامل زبان و جنسيت مي پردازد و جنبه هاي مختلف گفتمانهاي زنانه و مردانه را در ادبيات معاصر فارسي بررسي مي کند.
-1-2موضوع پژوهش:
اين پژوهش از بين متغيرهاي گوناگوني که بر گفتمان تاثير مي گذارند،خود را به دو متغير جنسيت و زمان محدود مي کند تا از اين منظر به بررسي چهار اثر داستاني ،دو اثر در دهه چهل ودو اثر در دهه هشتاد بپردازد و تحول گفتمانهاي ادبي را بررسي کند. عنوان پژوهش حاضر ” تحول گفتمان ادبي دو نسل از داستان نويسان معاصر ايران با تاکيد بر جنسيت نويسندگان است” است .
-1-3 اهميت و ضرورت تحقيق:
در وجه اهميت و ضرورت تحقيق مي توان از دو جنبه عام وخاص سخن گفت. اهميت عام وكلي پرداختن به اين مساله ، همان پرداختن به تمام مسائلي است كه متغيير جنسيت را به عنوان عاملي موثر در تعاملات اجتماعي و فرهنگي در نظر مي گيرندو براين عقيده هستند كه جنسيت عامل نا برابري وعدم توازن در روابط اجتماعي انسانهاست و با تنش زدايي از روابط دو جنس بخش مهمي از روابط بشري را تنش زدايي مي كند. گام براشتن به سوي دنيايي كه هر چه كمتر به اين نابرابري ها آلوده باشد،توجيه گر ضرورت و اهميت اين تحقيقات است.
و اما اهميت خاص اين تحقيقات (مطالعه بر روي گفتمان ادبيات مكتوب)از ويژگي هاي زبان سرچشمه مي گيرد.:
1-زبان به عنوان گسترده ترين عرصه تعاملات بشري،جايي است كه بيشترين تماسها ،برخوردها و ارتباطات درآن رخ مي دهدو به خوبي بازنماي قواعد و ساختارهاي حاكم بر تعاملات بشري است.
2-زبان به عنوان يك سيستم نشانه اي به خوبي تن مي دهد تا دال و مدلولهايش كشف و نظام معنايي مستتر در ساختارهايش آشكار شود.نظام معنايي كه مي كوشد جلوه هاي سلطه آميز خود را به عنوان امور بديهي و يا عقل سليم پنهان كند .
اهميت و ضرورت خاص اين تحقيق كه آن را در شكل كنوني اش مطرح مي سازد، ،مطالعه انتقادي زبان به منظور كشف و آشكار كردن گفتمانهاي حاكم بر متون ادبي است. گفتمانهايي كه به گفته فركلاف(1379) توسط ساختار هاي اجتماعي تعيين مي شود ودر حيات و تدوام اين ساختار ها نقش دارند.
-1-4-پرسش هاي پژوهش :
در اين رساله پرسش هاي زير مد نظر بوده اند:
1- آيا بين نثر داستاني داستان نويسان زن ومرد ، از نظر به کارگيري دشواژه ها12 تفاوتي مشاهده مي شود و اگر آري اين تفاوت با توجه به جنسيت نويسندگان چگونه است؟
2- آيا بين نثر داستاني داستان نويسان زن ومردا ز نظر خلق و ايجاد واژگان جديد(قاعده کاهي واژگاني) تفاوتي مشاهده مي شود و اگر آري اين تفاوت با توجه به جنسيت نويسندگان چگونه است ؟
3- آيا بين نثر داستاني ،داستان نويسان زن و مرد از نظر استفاده از واژگان قديمي (قاعده کاهي زماني) تفاوتي مشاهده مي شود و اگر آري اين تفاوت با توجه به جنسيت نويسندگان چگونه است ؟
4-آيا بين نثر داستاني ،داستان نويسان زن ومرد ا ز نظر نقض قواعد نحوي زبان تفاوتي مشاهده مي شود و اگر آري اين تفاوت با توجه به جنسيت نويسندگان چگونه است ؟
5-آيا بين نثر داستاني ،داستان نويسان زن ومرد از نظر استفاده از ساخت يا گويشي خارج از زبان معيار (قاعده کاهي گويشي )تفاوتي مشاهده مي شود و اگر آري اين تفاوت با توجه به جنسيت نويسندگان چگونه است؟
1-5-روش تحقيق:
در دسته بندي عام روشهاي مطالعه در انسان شناسي به دو دسته روشهاي ميداني و کتابخانه اي ، روش تحقيق اين مطالعه در دسته روشهاي تحقيق اسنادي يا کتابخانه اي جاي مي گيرد ولي از اين طبقه بندي عام که بگذريم روش تحقيق اين رساله تحليل انتقادي گفتمان است .اين پژوهش با استفاده از اين روش و در سه مرحله انجام گرفته است :
-1-6استخراج گويه ها13 :
در اين مرحله گويه هايي که بتوانند بازنماي تفاوت گفتمانهاي زنانه و مردانه در نثر ادبيات داستاني معاصر باشد ،گردآوري و تنظيم شدند.اين گويه ها با سويه زبان شناسي اجتماعي و اغلب از گويه هايي که نزد فرماليستها به عنوان برجسته سازي(معيار ادبيت يک متن) دانسته مي شوند ،برگزيده شدند.
– گرد آوري و تلخيص داده ها :
در اين مرحله متون منتخب براي استخراج گويه هاي مورد نظر چند باره خواني شدند . در اين مرحله داده هاي مورد نظر در جداولي خلاصه و فهرست شدند.
-تحليل و نتيجه گير داده ها :
در اين مرحله داده هاي استخراج شده با توجه به بنياد هاي نظري رساله که مفصلا در بخش نظريه ها و شرح روش تحليل گفتمان آمده اند، تحليل شدند .
1-7-اهداف تحقيق:
اين رساله مي کوشد تا چگونگي به کارگيري عنصر زبان را با توجه به جنسيت نويسندگان درنثر دونسل از داستان نويسان معاصر ايران بررسي کند و از اين رهگذر به اين شناخت نائل شود که شيوه متفاوتي که زنان و مردان در استفاده از زبان(نثر داستاني) دارند چگونه متحول شده است .اين رساله اهداف جزئي تر زير را براي خود قائل شده است :
-بررسي و مقايسه نثر نويسندگان زن و مرد از منظر کاربردصنايع بديع لفظي (قاعده کاهي يا هنجارگريزي در جهت ادبي کردن متن)
– بررسي و مقايسه نثر نويسندگان زن و مرد ازمنظرکاربرد دشواژه ها و ضرب المثل ها
1-8مروري بر تحقيقات پيشين :
موضوع اين رساله نه در چارچوب انسان شناسي يا جامعه شناسي ادبيات که در حوزه زبان شناسي اجتماعي و زبان شناسي انسان شناسي قابل طرح است .در اين رساله ادبيات به عنوان جايگاهي براي تجلي زبان در نظر گرفته مي شود وبا وارد کردن متغير جنسيت ، به تحليل و بررسي آن پرداخته مي شود . رويکردي که با افزايش تحقيقات انسان شناسان و ارائه داده هايي در باره زبانهاي اقوام و گروه هاي مختلف ايجاد شد و در آن عوامل اجتماعي چون جنسيت ،طبقه ،قوميت ،مذهب و ….بر چگونگي استفاده از زبان موثر دانسته مي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید